آتش زير خاكستر

مقالات1396/10/18

    شورش پاوە

ديماه 96 در ايران با اعتراضات گسترده و بيسابقهای همراه بود كه ميتوان آن را بزرگترين چالشی دانست كه جمهوری اسلامی در طول چهار دهه حيات سياسي خويش با آن دست و پنجه نرم كرده است. هم از نظر گسترهی جغرافيايی سرتاسری بودن اين اعتراضات بسيار بزرگتر از نمونههای قبلی همانند سال 88 بوده و هم از نظر خواستهها و شعارهايی كه مردم سردادند بسيار ريشهای و برای جمهوری اسلامی بنيادافكنتر از تمام اعتراضات زمان حاكميتش بود. 

در واقع اين اعتراضات ضربهای بزرگ به حيثيت نظام حاكم بر ايران وارد كرد و ضعف جمهوری اسلامی و نارضايتی مردم را برای خلقهای ايران و جامعهی جهانی بيش از پيش نمايان ساخت. در اعتراضات ديماه 96 برای نخستين بار برخی از فاكتورهای لازم برای يك انقلاب و سقوط جمهوری اسلامی توسط مردم مشاهده شد. اگرچه جمهوری اسلامی سعی در كماهميت جلوهدادن اين خيزش مردمی داشت اما درواقع خود سردمداران نظام هم به جدی بودن آن بيش از همه واقف هستند. 

خواستههايی مانند جمهوری ايراني، برگزاری رفراندوم، مخالفت با حضور روحانيون در عرصهی سياست، خاتمهدادن به ديكتاتوری خامنهای تحت لوای ولی فقيه و درنهايت نااميدی و گذار از جريان اصلاح طلبی نشاندهندهی مصمم بودن مردم ايران جهت تغيير نظام جمهوری اسلامی است. نظامی فاسد ، ناكارآمد و اصلاح ناپذير كه روز به روز فرسوده و پوسيدهتر ميشود و با برباد دادن ثروتهای ملی مردم در كشورهای عراق و سوريه و لبنان و يمن به فقر داخلی و خشم روزافزون مردم دامن ميزند، اين را به خوبی ميتوان در حضور گستردهی جوانان در اعتراضات و خواستههای مردم جهت خروج جمهوری اسلامی از لبنان و سوريه برداشت كرد.

نظام جمهوری اسلامی سعی داشت با گسترش جنگ در كشورهای منطقه مانع ورود ناآراميها به داخل مرزهای ايران شود و خود را در اين زمينه بسيار موفق ميديد اما با انفجار ناگهانی جامعهی ايران كه جرقهی آن در مشهد زده شد، مهيا بودن وضعيت ايران برای ناآرامی و بيثباتی آشكار شد و ثابت كرد كه جمهوری اسلامی در جلب رضايت مردم ايران ناموفق عملكرده كه اين وضعيت احتمال انتقال كانون بحران از سوريه به ايران و تبديل شدن اين كشور به كانون بحران خاورميانه را بيش از پيش تقويت ميكند. 

خواستههای مردم آشكار است، در سالهای متمادی با تغيير شرايط داخلی و منطقهاي، تغيير پيدرپی رئيسجمهورهايی از باندهای مختلف و حتی توافقات ايران با كشورهای اروپايی و آمريكا يك چيز ثابت بوده و آن وضعيت نابهسامان مردم و فشارهای نظام حاكم بر آنهاست. جمهوری اسلامی همواره تاكيد كرده است كه نظام اسلامی با زور يا كودتا روی كار نيامده است كه با زور و خشونت و يا اعتراض خياباني كنار گذاشته شود بنابراين مردم دقيقا چيزی را مطالبه نمودند كه بهانه را از دست جمهوری اسلامی ميگيرد، رفراندوم. جامعه به اين بينش رسيدهاست كه اگر نسلهای گذشته با همهپرسی باعث روی كارآمدن نظام ولايت فقيه شدند پس نسلامروز هم ميتواند با همهپرسی آن را تغيير دهد و به همين دليل خواستار برگزاری رفراندوم شدند اگرچه جمهوری اسلامی هيچ تمايلی به شنيدن اين خواسته و اجرايی نمودن آن ندارد اما مردم به شيوههای ديگر اين خواستهی تغيير نظام را دنبال خواهند كرد.

شرايط داخلی و بينالمللی نسبت به گذشته تغييرات زيادی كرده است و ميزان آگاهی مردم، گردش اطلاعات در عرصهی داخلی و بينالمللی و همچنين نارضايتی جامعهی جهانی از مداخلات ايران در كشورهای ديگر باعث شدت و جديت بيشتر حوادث اخير ايران نسبت به نمونههای مشابه در گذشته است. اگرچه سران جمهوری اسلامی پايان به گفتهی خودشان«فتنهی 96» را اعلام كردند اما باوجود قطع و سانسور شديد اينترنت و حضور گستردهی نيروهای سركوبگر در شهرهای مختلف، اعتراضات و خشم مردم به صورت محدودتر ادامه دارد و ميتوان آن را آتش زير خاكستری دانست كه در هر فرصتی و با وزش هر بادی دوباره شعلهور گشته و نظام ولايت فقيه را خاكستر خواهد كرد.

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید