آزادی رهبر آپو، آزادی ما

همزمان با لغزش مرکز هژمونی که بعد از سالهای 1949 صورت گرفت و به آمریکا انتقال یافت، نوع و نحوه‌ی سیاست‌های مستعمره‌سازی خاورمیانه (پروژه‌ی بزرگ خاورمیانه) و بخصوص کوردستان رنگی دیگر به خود گرفت. ترسیم خاورمیانه در قالب مدل دولت-ملت از سوی نیروهای هژمون‌گرای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و کشمکش مابین آنها جهت به چنگ انداختن هژمونی راه بر مسائل بسیار عمیق‌تری گشوده بود. ظهور رهبری و جنبش آزادی‌خواهی خلق کورد در دهه‌ی 1970 و فعالیت‌هایی که در سطح کوردستان، منطقه و جهان انجام داد، این سیاست‌های مستعمره‌سازی و نسل‌کشی را با مانع روبرو کرد. به عبارتی دیگر چوب لابلای چرخ‌های نظام مردم‌ستیز و منفعت‌طلب گذاشت. به همین خاطر نیروهای هژمون‌گرا از همان اوان ظهور چنین جریانی به روش‌های مختلف سعی در منفعل ساختن، تحت کنترل درآوردن و حتی از بین بردن آن داشته‌اند.

در طی مدتی که جنبش آزادی‌خواهی خلق کورد به پیشاهنگی رهبر آپو روزبه‌روز گسترش می‌یافت دولت‌-ملت‌های منطقه با جلب نظر ارباب‌های هژمون‌گرای‌شان بر تحمیل سیاست‌های سیاه‌نمایی و ناحق نمایاندن آن افزوده و گاها از انجام توطئه در برابر آن نیز عقب نمانده‌اند. نیروهای هژمونی جهانی نیز در راستای تحقق بخشیدن به پروژه‌ی بزرگ خاورمیانه به رغم اعمال این سیاست‌ها همیشه سعی در مدیریت بحران منطقه بوده‌اند. یعنی سیاست‌هایشان در قبال جنبش آزادی‌خواهی خلق کورد این بوده که یا آنرا بی‌اراده کرده و همچون سرباز خویش از آن در منطقه استفاده کند و یا بطور کلی در یک تعادل( نه گسترش یابد و نه از بین برود- سیاست خرگوش بدو، تازی بگیر) نگه دارند و بصورت غیرمستقیم از آن در راستای تحقق اهداف‌شان استفاده کنند.

زدن برچسب تروریستی بر روی PKK در سال ۱۹۸۳ با هدف محدود کردن گستره‌ی رشد جنبش آزادی‌خواهی بود. از طرفی دیگر ترس این نیروها را از رشد جنبش و ایدئولوژی رهبر آپو نشان می‌داد که مبادا در نزد افکار عمومی جهانی مشروعیت کسب کند و خلق‌های ستمدیده از این جنبش و اندیشه‌ی آزادی آگاهی بیابند. ولی با تمام این دشواری‌ها رهبر آپو بدون وقفه در راستای سازماندهی خلق کورد و پیش‌برد مبارزه‌ی انقلابی تلاش کرده و توانست مسئله‌ی کورد را در افکار عمومی مطرح کند.

در سال 1999 نیروهای هژمونی و قدرت‌گرای بین‌المللی با خشمگین شدن از این وضعیت، علیه رهبر آپو توطئه‌ای از پیش تنظیم شده انجام داده و جهت برقرار کردن آشوبی هر چه بیشتر در خاورمیانه و ایجاد یک درگیری لاینحل از نوع اسرائیل-فلسطین برای قرن بیست‌ویکم، رهبر آپو را به ترکیه تحویل دادند. گسترش جنگ در خاورمیانه و بخصوص کوردستان برای این نیروها، مشروعیت مداخله، ترویج ایدئولوژی تسلیمیت‌محور و ایجاد حاکمیت بیش از پیش و افزایش سطح استعمارگری در منطقه را تامین می‌کرد. از سوی دیگر به نفع دول منطقه نیز بود.

هم تلاش رهبر آپو و هم مقاومت بی‌همپای خلق کورد تحت لوای شعار “نمی‌توانید خورشید ما را خاموش کنید” این اهداف نیروهای هژمونی را نقش بر آب و خنثی کرد. در حالیکه نیروهای مذکور فکر می‌کردند که می‌توانند رهبر آپو و مشی آزادی‌خواهی‌اش را خنثی کرده و جنگی لاینحل و پایان‌ناپذیر مابین خلق ترک و کورد به راه اندازند، خلق کورد در شمال، جنوب، غرب، شرق و خارج از میهن با  نشان دادن عکس‌العملهایی فدایی از رهبر آپو حمایت کرده و این توطئه را بی‌نتیجه گذاشتند. خلق کورد با این ایستار از یک طرف پیغام اساسی‌اش را که همانا تسلیم‌ناپذیری است به توطئه‌گران داده و از طرفی دیگر هم حمایتش را از رهبری نشان داده و هم پیغام گسترش هر چه بیشتر مبارزه را به جنبش آزادی‌خواهی داد.

رهبر آپو علیرغم شرایط سخت و دشوار زندان امرالی با مقاومت نمودن و ایجاد تغییر و تحولاتی بی‌نظیر در ذهنیت و پارادایم، هم مبارزه‌ی آزادی‌خواهی خلق کورد را به سطح بالاتری رسانده و همچنین گستره‌ی آنرا به سطح جهانشمولی رساندند. پروژه‌ی کنفدرالیسم دموکراتیکی که امروزه در غرب کوردستان نمود یافته است نتیجه‌ی زحماتی است که رهبر آپو در راستای آزادی خلق کورد و دیگر خلق‌های کوردستانی انجام دادند. موفقیت‌هایی که در شمال، جنوب و شرق کوردستان به دست آورده نیز نتیجه‌ی همین زحمات می‌باشد. مبارزه‌ی آزادی‌خواهی خلق کورد همانند هزاران نمونه‌ی قبلی‌اش بار دیگر در جنگ برابر با دستگاه وحشت لابراتواری و دست‌پرورده‌ی نیروهای هژمون‌گرا و محافظه‌کار منطقه‌ای یعنی داعش، و برساخت نظام دموکراتیک، آزادی‌خواه و اکولوژیکی‌اش حقانیت خود را اثبات نموده و در میان انسانیت جایگاه شرافتمندانه‌ای کسب کرد. این بار نه تنها مسئله‌ی کورد به صورتی موثر مطرح شد بلکه حقانیت موقعیت‌یابی کوردها نیز مطرح گردید. بدون شک آفریننده‌ی تمام این دستاوردها رهبر آپو می‌باشد. مادامی که اگر اراده کرده و به مبارزه بپردازیم می‌توانیم به آزادی دست یابیم بنابراین  بایستی همانند وظیفه‌ای اخلاقی اراده کنیم و وظایفی که برای آزادی رهبر آپو لازم به انجام است را بر عهده بگیریم. چنانچه آزادی خلق کورد آزادی رهبر آپو است، آزادی رهبر آپو نیز آزادی خلق کورد می‌باشد.

در حال حاضر خلق انقلابی کورد به مرحله‌ای از مبارزات رسیده که دیگر برایش قابل قبول نیست اینکه رهبری‌اش و بطور کلی تمام زندانیان سیاسی‌ در زندان بمانند. خلق کورد دیگر به این ادراک دست یافته که بدون رهبری نمی‌تواند حیاتی آزاد و معنادار داشته باشد. لیکن با فشار آوردن بر نظام‌های منطقه و فرامنطقه‌ای و همچنین با انجام دادن وظایف تحقق بخشیدن به ایدئولوژی آزادی‌خواهی رهبر آپو در چارچوب کمپین “آزادی برای رهبر آپو”، می‌خواهد به نتیجه‌ی قطعی دست یابد. این بدین معناست که خلق کورد در هر بخشی از کوردستان دارای وظایفی مشترک و همچنین خودویژه می‌باشد. خلق ما در شرق کوردستان نیز دیگر به وضعیت موجود سازمانیابی و مبارزاتی‌اش بسنده نکرده و با ارتقا دادن سطح این مهم و گسترش اتحاد و همبستگی هر چه بیشتر با دیگر بخش‌های کوردستان و برساخت نظام اجتماعی‌اش یعنی کودار مشارکتش را در این مرحله از مراحل مبارزاتی نشان خواهد داد. اتخاذ کردن این ایستار در راستای به نتیجه رسیدن کمپین “آزادی برای رهبر آپو” نقشی موثر خواهد داشت. حتی این امر در تناسب با نیازهای مرحله‌ای که بدان دست یافته در مقام یک وظیفه‌ی اخلاقی و جوابی برای زحمات بی‌وقفه و فداکارانه‌ای که رهبر آپو برای خلق کورد انجام دادند، محسوب می‌گردد.

سرحد بوتان

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید