صدای اعتراض و فریاد خلقهای ایران بار دیگر اما به شکلی گسترده تر و با طرح مطالباتی شفاف تر و عینی تر در حال شکل گیری می باشد. به پا خیزی جوانان و مردم معترض در شهرهای بزرگ ایران و شرق کردستان در اعتراض به وضعیت بحرانی سیاسی، معیشتی و اقتصادی موجود، بدون شک مطالباتی برحق و مشروع بوده که می بایست از آن پشتیبانی و در فراگیر نمودن آن تلاش نمود.

چند دهه ی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی که توامان با دیکتاتوری و خودکامگی داخلی قرون وسطائی همراه بوده است تمامی لایه های زندگی خلقهای ایران را با بن بست روبرو و در معرض نابودی قرار داده است. سیاست فقرزایی و تسلیم گرفتن جامعه ی سرشار از فقر و مردم محتاج و نیازمند بعنوان بزرگترین اهرم کنترل جامعه ی معترض ایرانی و بخصوص مردم کردستان در دهه های گذشته از سوی دولتمداران ایران به کار گرفته شده است. بی احترامی به شان انسانیت و زیر پا گذاشتن بنیادیترین حقوق انسان از سوی دولت که جوامع ایران را همانند یک زندان بزرگ مدیریت می نمایند بی توان تر از آن است که  بتواند صدای اعتراض و فریاد را سرکوب کرده و خلق را از جستجوی سیستم های سیاسی دموکراتیک و زندگی آزاد باز دارد.  با وجود انتقادهای مکرر و تظاهرات پی در پی دهه های اخیر و ارائه ی پروژه های متعدد از سوی احزاب و متخصصان اقتصادی و سیاسی با هدف دستیابی به راه حلی برای مصائب و بن بست های کنونی ایران و شرق کردستان، هیچ گوش شنوایی در درون حاکمیت و دولت ایران برای شنیدن خواسته های برحق ملت ایران دیده نشد. سیاستهای خصمانه ی کنونی ایران که در قبال تمامی خلقها و تک تک انسانها روزانه قابل مشاهده است حاکی از رویکرد استراتژیک حاکمیت ایران به تشکیل جامعه ای بدور از نرم های زندگی انسانی و بدور از هوشیاری سیاسی افراد و اجتماعات بوده و از انقلاب سال 57 تاکنون محور تمامی سیاستهای دولت ایران بوده است. گرسنگی و فقر بحرانی موجود، تلاش در بی هویت سازی خلقها با استفاده از متدهایی من جمله تحت فشار قرار دادن و مزدور سازی، اعتیاد و بی اخلاقی فراگیر و ...  نشان از وضعیت حاد و فوق العاده ی است که دیگر هیچ گونه تداوم  و استمراری را بر نمی تابد. تلاش برای پایان دادن به هرگونه ظلم و زور در ایران و شرق کردستان امری حیاتی بوده و می بایست با اکتفا به نیروی مدنی و سازماندهی مردمی انجام پذیرد. جو اعتراضی کنونی مقدمات سازماندهی گسترده و سراسری را در تمامی ایران بوجود آورده است که تمامی افراد و اقشار بایست در آن مشارکت و سهیم شوند.

 نیرویی که بتواند تغییرات را در ایران و شرق کردستان به آزادی و دموکراسی منتهی نماید نیروی خلق و نیروهای دموکراتیک و مردمی هستند که ماندگارترین و تاثیرگذارترین نیرو در تمامی تحولات تاریخ بوده اند. باورمند بودن به اراده و توانمندی ذاتی جامعه و افراد در تقابل با سیاستهای دولت بزرگترین فاکتور در موفقیت و عقب نشینی دستگاه قدرت از مواضع استبدادی و نادموکراتیکش خواهد بود. در ایران و شرق کردستان سیاستهای نادموکراتیک و ظالمانه بایستی پایان یابند و آزادی خواهان ملزم به پذیرش قدرتی که حاضر به کوتاه آمدن از مواضع ضد انسانی اش نیست نبوده و نخواهند بود.   

در پیش گرفتن سیاستهای جنگ افروزانه دولت ایران در خارج از مرزها با هدف قدرت نمایی و امن و امان نشان دادن زندگی در ایران و مردمی نشان دادن سیاست های حاکمیت در داخل مرزها با شکست کامل مواجه شده است و این سیاست خودفریبی نه تنها نتوانست که بحران را از جوامع داخلی ایران دور سازد بلکه در لاپوشانی بر مشکلات و بحران های داخلی نیز با شکست کامل مواجه شده است. همانگونه که از پیام معترضان دیده می شود تا زمانی که ایران به مانند میدان جنگ و زندانی بزرگ اداره می شود تلاش دولت برای موفقیت و کسب دستاورد در خارج از مرزهایش امری واهی خواهد بود. در مقابل سیاست بردن بحران و جنگ به خارج از مرزها از جانب دولت، خلقهای ایران خوستار تشکیل میدان مبارزه دموکراتیک و اعتراضی در داخل مرزهای ایران بوده و دولت ایران دیگر قادر نخواهد بود که از این واقعیت تاریخی چشم پوشی نماید. از دیگر سو ساختار سیاسی و ایدئولوژیک موجود در ایران تمامی تلاش های سیاسی و انتقادی را برای گذار سیاسی مسدود نموده و شعار کابینه های مختلف برسر کار آمده نیز هیچ تغییری در وضعیت حقوق بشر، فضای سیاسی و وضعیت معیشتی مردم ایجاد نکرده است. تظاهرات کنونی در ایران و شرق کردستان کاملا دموکراتیک و مشروع بوده و تظاهرات و قیام نیز بخشی اساسی از حق دموکراتیک و طبیعی هر جامعه و انسانی قلمداد می شود و دستگاه قدرت در ایران محکوم به توجه و پذیرش خواسته و مطالبات تظاهرکنندگان و ناراضیان می باشد.

با توجه به اینکه خلق کردستان در چارچوب کشور ایران از سازمان یافته ترین و معترض ترین خلقها و افراد به سیاستهای ضد انسانی و نادموکراتیک جمهوری اسلامی ایران می باشند پیوستن شرق کردستان به اعتراضات را امری حیاتی در تداوم و پابرجایی تظاهرات قلمداد می کنیم و خلق کرد در شرق کردستان و ایران می بایست پابه پای شهرهای بزرگ ایران حرکت کرده و پیشاهنگ و پیشگام تظاهرات کنونی شوند. دولت ایران در ضعیف ترین وضعیت تاریخی خویش به سر می برد و چنددستگی و شکاف عمیق در دولت و حاکمیت، معترض بودن خیلی از نیروهای امنیتی و همصدایشان با خلق، حضور تمامی قشرها و شهرها در تظاهرات فصل تازه ای از اعتراضات و تظاهرات را در ایران رقم زده و تمامی آزادیخواهان بایستی در به نتیجه رسیدن این مرحله ی تاریخی نهایت تلاش خود را به انجام رسانند. 

همانگونه که روزانه شاهد کشتن کولبرها، گسترش فقر و اعتیاد و بی اخلاقی و نیز فضای کاملا مسدود سیاسی در شرق کردستان هستیم همگامی و همصدایی خلق کرد در شرق کردستان با دیگر خلقهای ایران در وارد ساختن فشار مضاعف بر حاکمیت ایران و وادار ساختنش به پذیرش مطالبات مردمی می تواند تاثیر گذار باشد. از اینرو  شرکت جوانان، زنان، کارگران، کولبران و قشر ستمدیده و زحمتکش شرق کردستان در این اعتراضات امری حیاتی بوده و می بایست جلودار و پیشگام تظاهرات و اعتراضات کنونی باشند.

 

کمیته سرهلدان کودار

11/10/ 1396

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید