سربرز کرماشان


 

حزب حاکم بر ترکیه (حزب عدالت و توسعه) از نبرد با گریلاهای حزب کارگران کوردستان (PKK) عاجز مانده است. بعد از حملاتی کور به کمپ پناهندگان مخمور در جنوب کوردستان و کوهستان آسوس که تحت کنترل نیروهای مدافع شرق کوردستان است این بار با توسل به بهانه‌های واهی حملات خود را متوجه بخشی دیگری از کوردستان کرده است. تجاوز دولت ترکیه به کانتون عفرین از جهات بسیاری حائز اهمیت می‌باشد. این تجاوز که با چراغ سبز متحدان تاکتیکی دولت ترکیه یعنی ایران، روسیه و نظام بشار اسد صورت گرفته است ژئوپولتیک سوریه و حتی خاورمیانه را دگرگون خواهد ساخت.

در مورد عفرین لازم است بدانیم:

عفرین شمال غربی‌ترین منطقه سوریه است که در میان "کوه‌های کرمانج "یا به عربی جبل الاکراد (کوه کوردها) واقع است. پس از شروع جنگ داخلی در سوریه، عفرین از سال 2012 توسط نیروهای کورد کنترل شد و به‌عنوان کانتون عفرین نام‌گذاری شد. کلیه اختیارات اداری و سیاسی این منطقه در چارچوب سیستمی دموکراتیک (از پایین به بالا) در قالب شوراهای روستا، محلات، شهرها و کانتون توسط خود مردم انجام می‌گیرد. باوجود اینکه کانتون عفرین ازنظر جغرافیایی با شمال سوریه دموکراتیک دارای ناپیوستگی است اما این ناپیوستگی جغرافیایی نتوانسته روابط و تعلق ارگانیک نهادهای سیاسی را در آنجا با مشکل مواجه سازد بلکه به‌عنوان منطقه‌ای در غرب رود فرات دارای اهمیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک است.

ازآنجاکه طبق تقسیم‌کار بین نیروهای هم‌پیمانی و روسی، در بخش غربی رود فرات نیروهای روسیه و بخش شرقی آن نیروهای هم‌پیمانی حضور دارند. عفرین به‌عنوان کانتونی از شمال سوریه‌ی دموکراتیک که با نیروهای روسی دارای همکاری نظامی است حائز اهمیت می‌باشد گفتنی است در بخش‌های شرقی رود فرات نیروهای هم‌پیمانی با نیروهای سوریه‌ی دموکراتیک در میدان مبارزه با داعش همکاری دارند. روسیه که طبق پیشینه‌ی تاریخی‌اش به‌مانند سال 1325 شمسی که جمهوری مهاباد را در مقابل امتیازات اقتصادی به ایران فروخت این بار عفرین را با امتیازات اقتصادی به دولت ترکیه فروخت و با خروج نیروهایش از عفرین چراغ سبز تجاوز به عفرین را صادر کرد.

بی‌شک خروج نیروهای روسیه از عفرین به ضرر روس‌ها می‌باشد زیرا عفرین به دلیل جغرافیایی کوهستانی و سابقه سازماندهی و برساخت سیستم دموکراتیک در طول ۶ سال گذشته یکی از مناطق پرقدرت سوریه است که ازلحاظ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دارای پتانسیل بسیاری می‌باشد. همین امر سبب می‌شود که کنترل عفرین توسط نیروهای ترکیه و گروهک‌های تروریستی وابسته به آن امر محال باشد. اگر در نبرد عفرین تنها به تسلیحات نظامی ترکیه توجه کنیم راه به خطا می‌بریم نبرد عفرین نبرد ایدئولوژی آپویی با فاشیسم دولت‌ـ ملت است که راه تسلیمیت نمی‌شناسد. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات روسیه این است که سطح نفوذ خط فکر آپویی در عفرین را مورد توجه قرار نداده‌ است یا کم‌توجه از کنار آن گذار کرده است. اگر روسیه نیم‌نگاهی به نبردهای نیروهای ایدئولوژیک در طول یک سده‌ی اخیر می‌کرد هیچ‌وقت به "غوغا سالاری" به‌مانند اردوغان اعتماد نمی‌کرد. خروج روسیه و شکست نیروهای ترکیه در عفرین بی‌شک راه را برای حضور نیروهای ائتلاف در غرب فرات را محیا می‌کند و این یعنی تغییر توازنات قدرت در سوریه.

دولت‌ ایران به دلیل نارضایتی‌های داخلی که اخیرا به اعتراضات گسترده انجامید خواهان نابودی هرگونه آلترناتیو دموکراتیک در منطقه است. به‌ویژه جنبش آپویی که در شمال سوریه دموکرایتک دستاوردهایی بی‌نظیر را در بعدهای اجتماعی سیاسی اقتصادی و نظامی داشته است. نظام ایران نابودی و ضعیف شدن شمال سوریه دموکراتیک را بقای نظام غیر دموکراتیکش می‌بیند ولی ازآنجاکه خود توانایی نبرد با آن‌ها را ندارد به‌صورت نیابتی در این جنگ شرکت می‌کند و خود را پشت ترکیه مخفی کرده است. شاید هم نظام ایران از اینکه ترکیه را در باتلاق عفرین بیندازد بدش نیاید و بخواهد برای نظام غیردموکراتیکش وقت بخرد.

نظام بشار که بعد از فتح رقه توسط نیروهای سوریه دموکراتیک تنها رقیب خود را نیروهای سوریه دموکراتیک می‌بیند درصد نابودی این نیرو است زیرا این نیرو با پتانسیل دموکراتیکش اکنون علاوه بر کوردها در میان تمام خلق‌های سوریه به‌مانند عرب سریانی آشوری و ترکمن نیز نفوذ کرده است و کنترل شاه‌راههای انرژی را نیز به دست گرفته است. آلترناتیو بودن این نیرو بزرگ‌ترین خطر برای نظام غیردموکراتیک بشار اسد است؛ اما تجاوز ترکیه به عفرین که با همکاری نیروهای ارتش آزاد و گروهک‌های تندرو وابسته به ترکیه صورت می‌گیرد علاوه بر اینکه امکان احیا گروه‌های تندرو را بیشتر می‌کند به درگیرها و ناآرامی‌ها بیشتر در سوریه می‌انجامد و این امر اصلا به نفع سوریه خسته از جنگ نیست.


 

حمله به عفرین خطایی استراتژیک برای متحدان تاکتیکی ترکیه یعنی روسیه، نظام ایران و بشار اسد می‌باشد زیرا در شرایط کنونی سوریه، عفرین نقطه ثقل سوریه و خاورمیانه محسوب می‌شود. تجاوز به کانتون عفرین که نتیجه‌ی آن از اکنون مشخص است نه تنها به سردی روابط میان منطقه شمال سوریه دموکراتیک با روسیه می‌انجامد بلکه نتیجه‌ی آن ضعیف شدن این نیرو درصحنه‌ی سوریه و در کنار آن قدرت گرفتن نیروهای هم‌پیمانی است. از طرفی ایجاد ناامنی در شمال سوریه دموکراتیک ناامنی را به نقاط دیگر سوریه خواهد کشاند و زمینه را برای قدرت‌گیری دوباره‌ی نیروهای تروریستی مهیا خواهد کرد و این یعنی هزینه‌ی بیشتر برای نیروهای روسیه، ایران و بشار اسد. امری که باید به‌دقت مورد توجه قرار گیرد این است که بعد از نبرد عفرین شاهد پوست‌اندازی و قوی شدن نیروهای سوریه دموکراتیک خواهیم بود که تهدیدی بزرگ برای نظام غیردموکراتیک بشار اسد و هم‌پیمانش به‌مانند نظام ایران و روسیه خواهد بود.


 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید