برای آسیب شناسی بحران‌هایی که هم‌اکنون خلق‌های ایران و جمهوری اسلامی ایران با آن روبرو هستند لزوما باید بازگشت کوتاهی به گذشته‌ی نه‌چندان دور و تاسیس و پدیدار آمدن حکومت تمامیت‌خواه موجود داشته باشیم.

باید دانست که جدای از اینکه حاکمان جمهوری اسلامی ایران در ماهیت قضیه اقدام به قبضه نمودن انقلاب خلق‌های ایران به نفع خویش را نمودند؛ نکته‌ی حائز اهمیت در تاریخ حکومت جمهوری اسلامی این است که در واقع این تصاحب قدرت بدور از برنامه و پروژه‌ی جایگزین در عرصه‌های سیاسی-اجتماعی و بخصوص اقتصادی بوده است.

با این تعریف می‌توان گفت که در حقیقت در بازخوانی تاریخ چهل‌ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران ما با نوعی بازی با کلمات روبرو هستیم و نه تغییرات بنیادین در سیستم پیشین. بدین معنا که به لحاظ ماهوی تفاوت چندانی میان سیستم حکومت اسلامی و شاهنشاهی پهلوی وجود ندارد. هر دوی این سیستم‌ها در بنیان‌های وجودی خویش سرمایه‌دارانه، رانتیر، واردات‌محور و دارای ارتشی از مافیاهای متشکل از آقازاده‌گان و وابستگان به حکومت‌های خود بوده و هستند.

منظور ما از بازی با کلمات این است که صاحبان جمهوری اسلامی ایران با زیرکی هرچه تمام‌تر اقدام به فرافکنی در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی نمودند. فرافکنی آنان بدین شکل بود که مفاهیم و طبقات وابسته به این مفاهیم را در وادی کلمات مبهم، گنگ و در نهایت غیر قابل درک و جدای از واقعیت اجتماعی موجود می‌نمودند. به عنوان مثال می‌توان به کلید واژه‌ی راهبردی همچون سرمایه‌دار و سرمایه‌داری اشاره نمود. در واقع ماهیت ضد کارگری و تمامیت‌خواهانه‌ی رژیم در همین تغییر شکل‌ها نهفته است. سرمایه‌دار در یک دگردیسی معنا داری تبدیل به کارفرما و از کارفرما به کارآفرین بدل گردید. حال دیگر جایگاه منفی ومخرب سرمایه‌دار و سرمایه‌داری در حاله‌ای از تقدس و احترام قرار می‌گرفت. پس از جنگ ایران و عراق و روی‌کار آمدن دولت به اصطلاح سازندگی و به موازات آن درپیش گرفتن تغییرات و سیاست‌های جهانی‌سازی و نئولیبرالیستی در حوزه‌ی اقتصادی ما با مفاهیمی همچون کارفرمایان، کارآفرینان و کارگران نمونه و شوهای نمایشی و تبلیغاتی از این دست در سطح جامعه‌ی کارگری و رسانه‌های جمعی روبرو هستیم. بدین شکل وضعیت کاری و معیشتی کارگران روز به روز بدتر و فاجعه آمیز تر گردید. استقلال عمل و تصمیم گیری جامعه ی کارگری باتوسل به نهادهای شبه کارگری و حتی در ماهیت ضدکارگری همچون بسیج کارگری سلب گردید.

هم اکنون شاهد اعتراضات گسترده‌ی صنفی کارگران در سراسر ایران هستیم که نتیجه‌ی اقتصادی رانتیر و مافیایی است که تمام بنگاه های اقتصادی و تولیدی را به ورطه ی ورشکستگی و تعطیلی کشانده است. این موضوع خود سبب بیکاری هزاران کارگر شده است و در این میان حاکمیت نیز به بهانه‌ی کوچک کردن دولت با واگذار نمودن صنایع بزرگ و مادر به بخش به اصطلاح خصوصی موجب بحرانی شدن هرچه بیشتر وضعیت کار و تولید و به طبع آن وضعیت معیشتی کارگران شده است. برآیند این بحران موجب گردیده که کارگران برای اعتراض به وضعیت موجود به کف خیابان ها سرازیر شوند. نمود بارز آن اعتراضات کارگران فولاد اهواز و نیشکر هفت تپه می باشد که خواهان قطع کردن دست مافیا از اقتصاد و برگشتن مالکیت کارخانه به دولت می باشند.

جامعه ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان-کودار ضمن حمایت از مطالبات بر حق تمامی کارگران ایران و بخصوص کارگران نیشکر هفت تپه‌ی خوزستان پیشنهادات خود را به شرح زیر به شواری کارگری آنان ارائه می نماید

مالکیت کارخانه و مجموعه های مرتبط به نیشکر هفت تپه و درآمد حاصل از تولید آن باید به صاحبان اصلی آن یعنی خود کارگران زحمتکش مجموعه باز گردد.

کارگران و شورای کارگری مرتبط با نیشکر هفت تپه باید به این موضوع توجه نمایند که دست به دست شدن مالکیت کارخانه میان بخش به اصطلاح خصوصی و دولتی تفاوتی در وضعیت معیشتی و رفع بحران موجود نمی نماید و تنها بحران را پیچیده‌تر و بلندمدتتر می گرداند.

باید هر فعال کارگری بداند که در ایران نهاد و ساختاری به نام بخش خصوصی وجود خارجی نداشته و ندارد. چیزی که دولت و رسانه‌های وابسته به آن‌ها در حال تبلیغ در مورد آن هستند در واقعیت امر شکل‌واره‌ای نامیمون و نامتجانس به نام خصودولتی (خصوصی- دولتی) می باشد. خصودولتی در حقیقت واگذاری صنایع سنگین و مادر از دولت به نهادهای مافیایی و نظامی-امنیتی (سپاه پاسداران) و آقازاده گان حکومتی است.

در پایان جامعه ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان-کودار از جامعه کارگری ایران می خواهد که خود را در چارچوب شوراهای مستقل کارگری سازماندهی نمایند. در این رابطه خواهان پشتیبانی و حمایت آحاد خلق‌های ایران بخصوص زنان، جوانان و دانشجویان از اعتراضات به حق کارگران می باشیم.

شورای رهبری جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان‌ـ کودار

۱۵ آذر ۱۳۹۷

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید