به قلم کاوە ئاوالان از اعضای کوردیناسیونی جامعەی جوانان شرق کوردستان (KCR)

انقلاب 1357 خورشیدی خلق‌های ایران، به‌اندازه‌ای كه سیاسی است، به همان اندازه نیز یك انقلاب فرهنگی به‌حساب می‌آید. این انقلاب توانش را صرفاً از سازمان‌دهی نیروهای مذهبی کسب ننمود؛ بلكه بالعكس، نیروی اساسی‌اش را از فرهنگ اجتماعی خلق‌های ایران و فعالیت و تلاش جوانان گرفت. انقلاب در ابتدا، از كیفیت گستره، ملی و دموكراتیك برخوردار بود. بر یك هم‌پیمانی وسیع نیروهای ملی دموكراتیك اتكا داشت. هم‌پیمانی ملت دموكراتیكی كه از همبستگی وسیع سوسیالیست‌ها، امت‌گرایان شیعی و سنی و اقشار میهن‌دوست خلق‌های ایران و در رأس همه خلق كورد سرچشمه می‌گرفت، نیروی اصلی پیروزی بود.

 

اما طیف متشكل از علمای شیعی و تجار میانه‌(بازاریان) كه از سنت مدیریت تاریخی و اجتماعی قوی‌تری برخوردار بود، طی مدت‌زمانی كوتاه هژمونی(استیلا) خویش را برقرار كرد و سایر متفقانش را بی‌رحمانه سركوب نمود. هر چند بنیان «ملت دموكراتیک» انقلاب خلق‌های ایران توسط علمای شیعه دچار انحراف شد، نیز ماهیتاً با مدرنیته‌ی كاپیتالیستی در تضاد و مغایرت به سر می‌برد. الیگارشی شیعی نظام دولتی ایران خواست تا این اندوخته‌ی ضد کاپیتالیستی را كه معنای تاریخی و فرهنگی آن بسیار عظیم است، به‌عنوان كارتی جهت مشروعیت بخشی به موجودیت خویش در برابر نیروهای هژمونیك نظام كاپیتالیستی به کار ببرد.

 

تمامی تلاش الیگارشی ایران این است كه از بنیان ضد سرمایه‌داری، فرهنگ خلق‌های ایران را به‌عنوان یك اسلحه در برابر نیروهای هژمونیك غربی بە کار ببندد. چالش و گسست در ایران نیز درست از همین نقطه آغاز می‌گردد. این سنت فرهنگی قوی خلق‌های ایران، یك الیگارشی شیعی سازش‌كرده و هم‌راستا با مدرنیته‌ی كاپیتالیستی را نیز نمی‌پذیرد. بنابراین شانس اینكه چالش موجود در ایران به «مبارزه‌ در میان مدرنیته‌ دموکراتیک و سرمایه‌داری» بدل گردد، همیشه وجود دارد. اگر الیگارشی شیعه‌ی ایران مدرنیته‌‌‌ی دموکراتیک را به‌صورت کامل ترجیح ندهد، شانس موفقیت و مقاومت آن بسیار ضعیف خواهد گردید. همانند سایر دولت‌ـ ملت‌های منطقه، پیش روی دولت‌ـ ملت ایران نیز چاره‌یابی مسائل دارای دو محور است. چاره‌‌یابی حول محور اول عبارت است از: سازش‌نمودن با نظام مدرنیته‌ی كاپیتالیستی و همسویی و پذیرش مطالبات در تمای عرصەهای سیاسی همانند رژیم شاهنشاهی. دومین محور، گسست رادیكال و بنیادین الیگارشی دولتی نظام جمهوری اسلامی از نظام مدرنیته‌ی كاپیتالیستی مطرح خواهد گشت. این نیز رهیافت مدرنیته‌ی دموكراتیكی است كه هنگام عدم چارەیابی و ناتوان گشتن از حل مسائل اجتماعی و سیاسی ، به‌طور ناگزیر وارد عرصه خواهد شد.

 

بر این مبنا رهیافت مدرنیتەی دموکراتیک گامی است کە با تکیه‌بر استراتژی«خط سوم» نه سازش سلطەگرایانەی نیروهای هژمونیک را در قبال جامعەی ایران و نه استمرار سیاست کنونی نظام را بر ضد مطالبات خلق‌ها و حقوق ملی و دموکراتیک آن‌ها قبول می‌نماید.

از دیگر سو، اگر بحران‌ها، معضل‌ها و شکاف‌های داخلی و وضع فاجعه‌بار و خاطره‌انگیز کنونی جامعەی ایران از جملە مواردی  همچون سیاست همگون سازی و آسیمیلاسیون فرهنگ خلق‌های ایران، تبعیض اجتماعی و قومی، هنر عوام‌فریبی(دماگوژی), رقابت افراطی, سود و سودجویی مفرط, بیکاری, گرسنگی, فقر, اعتیاد، ملی‌گرایی, تخریب محیط زیستی(اکولوژی), تضاد شدید طبقاتی, فردگرایی شدید را بە مسئلەی مذبور بیفزایم بهتر برایمان قابل‌درک است، کە جامعەی ایران با بافت متنوع ملیتی و مذهبی و پتانسیل زندەی آن بیشتر از هر جامعەای در خاورمیانە نیاز بە تغییر و تحول بنیادین را در خویش می‌تواند هضم و پیشاهنگ برساخت جامعەی آزاد و دموکراتیک باشد.

 

از همین رو همانگونە کە در نقشه راه کودار برای دموکراتیک نمودن ایران و حل مسئله کورد اشارە شدە، شرط لازم برای گذار از بنبستهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی فعلی، نقد صریح انحراف‌های ذهنیتی‌ـ سیاسی گذشته و نیز رویکردهای فعلی است. در کنار این ضرورت، تصحیح انحرافها به نفع یک دگردیسی بنیادین و دموکراتیک، امری حیاتی است. بر این مبنا انتخابات ریاست جمهوری، محکی است برای حاکمیت تا زاویه خود را با دموکراتیزاسیون، و فاصله خود را با روندهای چاره یاب، بازتعریف کند. عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که در این مقطع، تفکری مدیریت اجرایی را به عهده بگیرد که بجای «حفظ و مدیریت وضع کنونی»، «متحول کردن وضع کنونی به نفع تامین آزادی، برابری، دموکراسی» را اولویت اصلی خود قرار دهد.

 

با توجه به اهمیت موضوع یادشده تمامی جوانان ایران و بخصوص جوانان شرق کوردستان باید برای گذار بە دموکراسی راستین و همزیستی خلق‌های ایران در چارچوب مطالبات ملی دموکراتیک، نقش پیشاهنگی خویش را در انتخابات پیش رویمان ایفا و بە تقویت مکانیسم‌هایی که دموکراتیک نمودن «سیاست، حقوق و قانون اساسی»، همسو نمودن حاکمیت با پارادایم دموکراتیک، و آماده‌سازی جامعه برای «مرحله سیاست دموکراتیک» و توسعه مدلهای مدیریتی‌ـ‌ دموکراتیک بومی بپردازند. در این زمینە ما هم با تأکید بر ضرورتها و پیشنهادهای مطرح‌شده از طرف جامعەی دموکراتیک آزاد و شرق کوردستان (KODAR)، حل دموکراتیک مسئله کورد و مسئله حقوق و آزادیهای زنان، مذاهب و اتنیستهها را فوریترین اولویت این مقطع میدانیم.

 

کاوە آوالان

از اعضای کوردیناسیون جامعەی جوانان شرق کوردستان (KCR)

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید