پالایشگاه نفت کرمانشاه دومین پالایشگاه ایران است که در سال ۱۳۰۱ با ظرفیت روزانه ۲ هزار بشکه به بهره برداری رسید. در ابتدا نفت خام آن از میدان نفتی «نفت شهر» تامین می‌شد. اما

   مدتی است خبر واگذاری پالایشگاه نفت کرماشان به بخش خصوصی، جنجال‌های زیادی به پا کرده است. خبرهای دریافتی حاکی از این است که مجمع نمایندگان استان کرماشان نیز با فروش پالایشگاه به شدت مخالفند. قرار است این پالایشگاه به بهانه نداشتن سوددهی و بدهکاری بیش از دو هزار میلیارد تومانی؛ با قیمت 180 میلیارد تومان به بخش خصوصی واگذار شود. خبر این واگذاری اعتراضات مردم و نمایندگان مجلس استان را در پی داشت. کارشناسان و نمایندگان استانی در اظهاراتی این واگذاری را شبه آمیز خوانند و معتقدند که اگر فقط بخشی از تجهیزات این پالایشگاه را به فروش برسد بیش از 900 میلیارد تومان کسب خواهد شد.

 پالایشگاه نفت کرمانشاه دومین پالایشگاه ایران است که در سال ۱۳۰۱ با ظرفیت روزانه ۲ هزار بشکه به بهره برداری رسید. در ابتدا نفت خام آن از میدان نفتی «نفت شهر» تامین می‌شد. اما از سال ۱۳۴۸ با نیاز به افزایش تولید نفت، تاسیسات این پالایشگاه تغییر کرد و مجددا در سال ۱۳۵۰ این پالایشگاه با ظرفیت روزانه ۱۵ هزار بشکه آغاز به کار کرد. ظرفیت اسمی این پالایشگاه ۲۵۰۰۰ بشکه در روز و ظرفیت عملیاتی آن ۳۰۰۰۰ بشکه در روز می‌باشد. این پالایشگاه قدیمی‌ترین و گران قیمت ترین صنعت غرب ایران است که بیش از هزار نفر در آن مشغول به کار هستند.

 پالایشگاه کرماشان یک سرمایه استانی و متعلق به مردم است که تاکنون در خدمت عموم مردم قرار نگرفته است. بی شک سیاست‌های بزرگی در پشت واگذاری بزرگترین مجتمع صنعتی کرماشان قرار دارد. قبل از هر چیز  باید گفت:  خصوصی‌سازی در کرماشان یک طرح شکست خورده است و زخم‌های آن در کرماشان هنوز التیام نیافته کارخانه‌ی نساجی کشمیر که کارکناش از کار بیکار شدند یا کارخانه‌ی چینی کورد که بسیاری از کارکنان آن بیکار شدند و پرسنل باقیمانده و کنونی مجبور به دریافت دستمزد کمتر شدند که به دلیل نبود امنیت شغلی و اخراج شدن، توانایی هیچگونه اعتراضی ندارند نمونه‌هایی از این زخم‌ها هستند.

از آنجا که پالایشگاه یکی از سودآورترین طرح‌های دنیا است آیا واقعیتی در متضرر بودن این پالایشگاه وجود دارد یا بهانه‌ای برای واگذاری آن به بخش خصوصی است؟ به راستی چه کسی حاضر می‌شود یک مجتمع صنعتی که ادعا می‌شود سوددهی ندارد را خریداری کند؟  آیا پالایشگاهی که ادعا می‌شود سوددهی ندارد می‌تواند در بخش خصوصی که تنها دغدغه اش سوددهی است به فعالیتش ادامه دهد؟ یا اینکه هدف خریدار فروش قطعات، ماشین آلات، زمین مجتمع و املاک و مستقلات آن است که به گفته‌ای بیش از  900 میلیارد تومان ارزش دارد! اصلا چه چیزی باعث می شود که این پالایشگاه پنج برابر زیر قیمت به فروش برسد!؟

به خوبی روشن است که در فروش این پروژە روابط مافیایی وجود دارد که خواهان غارت سرمایه‌های مردم هستند. اما هدف واقعی آنها تنها یک چیز است و آن ترسیم چهره‌ای شکسته خورده‌ی صنعتی که مشروعیت بخش باشد به بیکاری در استانی که در رتبه‌ی اول بیکاری ایران قرار دارد. در شهری که صنایع پایه که از سودآورترین صنایع بحساب می‌آیند، صرفه‌ی اقتصادی نداشته باشد هیچ صنعتی قابلیت دوام ندارد.

با ایجاد بیکاری برنامه‌ریزی شده در کرماشان و مشروع جلوه آن، افراد برای بدست آوردن کار مجبور به مهاجرت می‌شوند. که این امر عوارض خطرناکی برای جامعه کرماشان به دنبال دارد. از طرفی مهاجرت باعث خارج ‌شدن نیروی کار متخصص و جوان می‌شود که پتانسیل و موتور محرک جامعه هستند و از طرف دیگر تاثیر فرهنگ جامعه‌ و مکان جدید، بر فرد مهاجر، او را تا حد نسل‌کشی فرهنگی پیش می‌برد؛ نمونه‌ی آن را می‌توان در کوردهای مهاجر شمال کوردستان که برای یافتن کار به شهرهای بزرگ ترک‌نشین مهاجرت کرده‌اند، مشاهده نمود که اکنون شماری از آنها در بی‌هویتی به‌سر می‌برند. ناگفته نماند بیکاری باعث ایجاد آسیب‌ها و بزهکاری‌های اجتماعی مانند: طلاق، اعتیاد، دزدی، نزاع‌های خیابانی و خانوادگی و ... می‌شود که زیرساخت‌های فرهنگی جامعه را هدف قرار می‌دهد. از طرفی واگذاری به بخش خصوصی باعث می‌شود که پرسنل به دلیل نبود امنیت شغلی توانایی اعتراض به شرایط کاری و اجتماعی را نداشته باشند این باعث می‌شود که شاغلین و کارگران به دلیل ترس از بیکاری به برده‌ای مطیع و فرمانبردار تبدیل شوند. این سیاستی ظریف برای ایجاد سکوت و عدم اعتراض در قشر به اصطلاح شاغل جامعه است. در پایان باید گفت این واگذاری ها  اهرم های فشاری در راستای نسل‌کشی فرهنگی کوردها است که در بخش‌های دیگر کوردستان نیز به پیش می‌رود.

 سربرز کرماشان

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید