تحولات در خاورمیانه با سرعتی عجیب و غیر قابل پیشبینی در حال رخ دادن است و عمده ی این تحولات بر محور کردها، دیزاین تازه و آرایش نیروها در منطقه می گردد...

دژوار کرماشان

تحولات در خاورمیانه با سرعتی عجیب و غیر قابل پیشبینی در حال رخ دادن است و عمده ی این تحولات بر محور کردها، دیزاین تازه و آرایش نیروها در منطقه می گردد. ترامپ اعلام کرد که داعش شکست خورده و دیگر نیازی به حضور نیروهای آنها در شمال سوریه نیست. چند روزی از اعلام این تصمیم گذشته و فعلا خبری دال بر خروج هیچ نیروی نظامی یا کارمند آمریکایی از سوریه مخابره نشده.

 

از طرف دیگر زمانی که برای خروج ۲۰۰۰ نیروی نظامی آمریکا اعلام شده حدود ۴ ماه می‌باشد، بنابراین نباید با عجله منتظر یک تحول فوری در منطقه بود، و نباید فراموش کرد که خروج نیروهای آمریکایی از سوریه فی نفسه به معنای پایان کار ائتلاف یا حضور آمریکا و توقف عملیاتها  نیست، همانطور که پس از گذشت یکسال از اعلام پایان داعش در عراق هنوز هم عملیاتهای هوایی آمریکا و ائتلاف تحت رهبری اش در این کشور ادامه دارد.

 

اینکه قدرت های جهانی و کشورهای منطقه چه معاملاتی انجام داده اند و چه معادلاتی در راه خواهد بود مسئله‌ای نیست که بتوان با قطعیت و به آسانی در مورد آن سخن گفت، زیرا طرف های درگیر در بازی سوریه بسیارند و جهت های بازی نیز بسیار متفاوت. بنابراین نمی توان یک سویه به این تصمیم و عواقب آن نگاه کرد.

 

پیش از هر چیز باید تاثیر این تصمیم را بر خود کردها بررسی کرد از این رو باید نگاهی انداخت به توانایی و تعداد نیروهای کرد و کارتهایی که در این مدت ذخیره کرده اند.

نیروهای سوریه دموکراتیک که کردها رهبری آن را در اختیار دارند نیروهائی پیشرو و انقلابی هستند که تجربه  ۷ سال جنگ در سوریه را در پیشینه ی خود دارند و به اذعان تمام کارشناسان و نیروهای حاضر در سوریه موثرترین نیروها در این جنگ بوده اند. 

ی.پ.گ چند سال پیش تعداد نیروهایش را ۵۰ هزار نفر اعلام کرد، و این تعداد جدای از نیروهای آسایش و نیروهای وظیفه خوددفاعی است، اینکه در این مدت چه تعداد به این آمار افزوده شده روشن نیست، ولی با توجه به اعلام اخبار پیوستن جوانان که هراز چندی اتفاق می افتد قطعا در این چند سال افزایش چشمگیری داشته. 

مسئله دیگر جامعه سازماندهی شده شمال سوریه است که در این مدت توانسته مبانی خود را تقویت کرده و نیرویی به نام نیروهای دفاع ذاتی را از میان مردم عادی پرورش داده و آنها را برای دفاع از خود و جامعه شان در شهرها و روستا پرورش دهد. 

تاسیس و استقرار نهادهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، پرورشی و ... در مناطق تحت نفوذ اداره  خود مدیریتی شمال سوریه و سیستم دموکراتیک پیاده شده در آن فاکتور موثر دیگری است که عامل حفاظت از آن شده و به آن مشروعیت می بخشد. 

کارت دیگری که کردها در اختیار دارند تسلط بر مناطقی ورای سرزمینهای کردی است که به آنها امکان چانه زنی در مواقع ضرورت را می دهد. 

مسئله‌ی دیگر در اختیار داشتن میادین نفت و گاز سوریه است که مهم ترین آنها میدان نفتی رمیلان  می باشد. 

علاوه بر اینها کارتهای بسیار دیگری در دست کردها وجود دارد که مجال پرداختن به آنها در این مقال نیست که در صورت استفاده از آنها قادر به بهم ریختن موازنات منطقه ای و بازی قدرتها است.

 

مسئله ی دیگر که باید به آن پرداخت وضعیت خود آمریکا و حضورش در سوریه است، نخستین سؤالی که به نظر میرسد این است که آیا آمریکا منافع خود را در سوریه رها می کند و میدان را به روسیه و ایران خواهد داد؟

بی گمان پاسخ حداقل در مورد ایران منفی است، اما امکان معامله با روسیه و تهاتر آن با مسئله ی اکراین را نمی توان کاملا رد کرد.

بیش از سه سال حضور آمریکا در شمال سوریه، صرف هزینه های فراوان، ارسال سلاح، مهمات و تجهیزات برای نیروهای کرد در سوریه، مناقشات با ترکیه بر سر حمایت از کردها و ... رها کردن همه ی اینها به یکباره با رویه استراتژی حضور در خاورمیانه آمریکا نمی گنجد و راهبرد سیاسی اش را زیر سئوال می برد، بنابراین نظریه معامله بر سر استراتژی دراینجا تضعیف و امکان حرکت تاکتیکی تقویت میشود.

مسئله ی دیگر روابط ترکیه و آمریکا می باشد و اینکه آیا معامله ای بین آنها رخداده و به چه میزان و در چه سطحی بوده پیش می آید. دم دستی ترین فرضیه معامله موشکهای پاتریوت و هواپیماهای اف 35 آمریکایی است که قرار است به ترکیه فروخته شود، اما از نگاه منطق سیاسی این نه یک امتیازدهی بلکه امتیاز گیری محسوب می شود، زیرا در براورد با منافع آمریکا در سوریه ناچیز به نظر می رسد که کردها را با آن وجه المعامله قرار داده باشد و از آنجایی که آمریکا کارتی چون فتح الله گلن را برای معامله با ترکیه در اختیار دارد، باید از فرضیه معامله ای در این سطح گذشت.

اما اگر این فرضیه را در نظر گرفته و عواقب آن را بسنجیم چگونه خواهد بود؟ با توجه به توئیت ترامپ که نوشته "این وظیفه (یعنی حضور در سوریه) را به دیگران واگذار می کنیم"، اگر آن دیگران ترکیه باشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با چنین فرضی ترکیه به عنوان نماینده ناتو و جانشین آمریکا در سوریه حضور پیدا خواهد کرد و کنترل شرق فرات را در اختیار خواهد گرفت، اما آیا در این صورت روسیه مانند قبل با اردوغان مدارا خواهد کرد؟ و اسد و ایران این را خواهند پذیرفت؟ پاسخ حداقل مثبت نیست، زیرا بر خلاف اکنون تضاد منافع جدی پیش خواهد آمد و بازی برهم خواهد خورد. از یک طرف ایران به عنوان حامی و همپیمان اسد و مدعی تسلط بر سوریه به عنوان بخشی از کریدور شیعی این حضور را برنخواهد تابید و از سوی دیگر ترکیه با قطب مخالف ناتو روبرو خواهد شد.

 

نکته ی دیگر نقش عربستان سعودی و اسرائیل در سوریه است که نباید از نظر دور داشت، اسرائیل به عنوان دشمن ایران از یک طرف و هم پیمان مورد حفاظت آمریکا از ظرف دیگر، تقویت نقش ایران در سوریه را نخواهد پذیرفت و با آن مقابله خواهد کرد همانگونه که تاکنون بنابر اعلام مسئولانش بیش از 200 بار اهداف ایرانی را در خاک سوریه مورد حمله قرارداده اند و جدیدا هم تهدید کرده بود که در صورت لزوم ایران را در خاک خودش مورد هدف قرار خواهد داد. از سوی دیگر عربستان سعودی به عنوان رقیب ایران در خاورمیانه و مخالف نفوذ او در کشورهای عربی و همچنین به عنوان رهبر ائتلاف ناتوی عربی و هماورد کنونی ایران در یمن، اجازه نقش آفرینی را به ایران نخواهند داد. با توجه به توافق روسیه و اسرائیل بر سر کمرنگ کردن نقش ایران در سوریه و همچنین راهبرد آمریکا برای مجبور کردن ایران به عقب نشینی از خاورمیانه و برگشت به داخل مرزهای خودش به نظر نمیرسد ایران بتواند نقش عمده ای را در تحولات حداقل در غرب سوریه و نزدیکی مرزهای اسرائیل بر عهده بگیرد.

 

 فاکتور دیگر که حضور ترکیه را در خاک سوریه بویژه در شمال مورد تردید قرار میدهد نقش پ.ک.ک به عنوان جریانی است که این روزها خود را به عنوان یک آکتور در منطقه مطرح کرده و حداقل در مسائل مربوط به کردستان نقش آفرینی می کند و قابل نادیده گرفتن نیست، ترکیه به خوبی می داند در صورت مداخله ی پ.ک.ک و کشیده شدن جنگ فراگیر به داخل مرزهایش حضورش در سوریه منتفی خواهد شد و باید به سرعت به داخل مرزهایش بازگردد زیرا پ.ک.ک در سالهای اخیر توانسته ثابت کند که توانایی برهم زدن قواعد بازی را دارد، این کار را هم از طریق جنگ چریکی و هم از طریق قدرت سازماندهی اش در کردستان و اروپا به خوبی انجام میدهد.

 

بنابر این باید به سراغ گزینه های دیگری رفت که احتمال آنها بیشتر است، یکی از آنها واگذاری نقش به فرانسه و بریتانیا در سوریه است، دو قدرتی که اکنون همپیمان آمریکا هستند و صد سال پیش نیز خود منطقه را دیزاین کردند، با بازگشت به فرض تاکتیکی بودن حرکت آمریکا برای خروج از سوریه و واگذاری نقش به دیگران و عمیق تر شدن بحران با مداخله ی نظامی ترکیه در شمال سوریه و ورود شورای امنیت به مسئله برای برقراری و اعلام منطقه ی پرواز ممنوع، زمینه بازگشت آمریکا به سرعت فراهم و دوباره بر منافع خود در سوریه مسلط خواهد شد.

گرینه ی دیگر که آن را نیز نباید دور از ذهن داشت، مخالفت های داخل آمریکا خصوصا جمهوری خواهان است که می تواند با مطرح شدن مسئله در کنگره و تصویب قانونی حضور در سوریه و مطرح کردن آن در شورای امنیت زمینه ی یک بازگشت مشروع را برای آمریکا به سوریه فراهم نماید.

 

احتمالاتی دیگری را نیز می توان در نظر گرفت؛ از توافق آمریکا و روسیه بر سر یک قانون اساسی جدید تا  همکاری کردها با دولت مرکزی، اما اینکه کدامیک از این احتمالات و فرضیه های می تواند صورت واقعی به خود بگیرد را باید به دست زمان و تحولات روزهای آینده سپرد تا نمایان شود که پشت پرده ی بازی ها چه گذشته است.

 

 اما مهمترین نکته در نظر کردها طبق آنچه قبلا اتفاق افتاده و آنچه اکنون بیان می دارند، عدم اتکا به نیروهای خارجی و پشت بستن به قدرت مردم در عبور از بحران هاست، کردها این را تجربه کرده اند.

  

 

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید