در منظومه عاشقانه و عارفانه «مم و زین» اثر جاودانه‌ی شاعر و نویسنده نامدار کورد احمدخانی(1707 - 1651) شخصیتی به نام «بَکو» وجود دارد که شخصیت و نقش او در این روایت نمود و مظهر پلیدی و فتنه‌انگری است.

دیانا اورین

در منظومه عاشقانه و عارفانه «مم و زین» اثر جاودانه‌ی شاعر و نویسنده نامدار کورد احمدخانی(1707 - 1651) شخصیتی به نام «بَکو» وجود دارد که شخصیت و نقش او در این روایت نمود و مظهر پلیدی و فتنه‌انگری است. «َبکو» تمام طول داستان در تلاش برای خرابکاری و پدید آوردن نفاق و تفرقه میان شخصیت‌های اصلی داستان می‌باشد. مضمون داستان حول‌محور روابط عاشقانه‌‌ای است که میان دو شخصیت اصلی داستان به نام‌های «مم و زین» در منطقه «جزیره بوتان» -منطقه‌ای در شمال کردستان- طرح‌ریزی شده است. با دخالت‌های مکرر و مانع تراشی فراوان «بَکو» رابطه‌ی عاشقانه‌ی «زین» که خواهر یکی از بیگ‌های جزیره بوتان است با «مَم» به وصال نمی‌انجامد و داستان با مرگ این دو پایان می یابد و «بَکو» نیز توسط یکی از شخصیت‌های داستان کشته می شود.

با توجه به اینکه ادبیات حوزه ا‌ی است که در آن واقعیات اجتماعی، فردی واتفاقات، دردها و آرزوهای جمعی هر ملتی در شکل و ساختار زبان، هنر و نوشتار بازنمایی می‌شود، می‌توان گفت هدف این مقدمه تحلیل شخصیت‌هایی محوری همچون بَکو در واقعیت اجتماعی امروزی کوردستان است. با تعمقی در تاریخ معاصر کوردها خواهیم دید کم نیستند بَکوها و شخصیت‌های خائنی که تاثیرات فتنه‌گرانه و ضد خلقی آنان تا به امروز به قوت خود باقی بوده است. تحلیل جامعه‌شناختی چرایی و چگونگی شکل‌گیری و پدیدآمدن چنین شخصیت‌هایی در کوردستان اهمیت زیادی برای برساخت آینده‌ی کوردستان دارد. این شناخت، نیازمند داشتن نگاهی کلیت‌مندانه و عمیق به تاریخ اشغالگری در کوردستان می‌باشد. در ادبیات فرهنگی و سیاسی کوردها واژگان "خائن و خیانت" به‌صورت مکرر تکرار شده است. تاریخ و زیست کهن و پیچیده، کوردها را مبدل به خلقی نموده که حافظه‌ی تاریخی سرشار از خیانت و قهرمانی داشته باشند. شاید بتوان ادعا نمود که هیچ ملتی به اندازه کردها از خیانت‌های داخلی و خارجی ضربه نخورده است. نمونه تلخ و تاریخی آن خیانت "یزدانشیر" در جریان قیام «بدرخان» بیگ است. در هر مقطع تاریخی تعدادی از کوردهای خائن که منافع خانوادگی،عشیره‌ای و حزبی را بر هویت کردی، ملی و تاریخی خود ارجحیت می‌دادند به دشمنان و استعمارگران کردستان خوش خدمتی می‌نمودند و راه مستعمره نمودن کوردستان را برای متجاوزین و استعمارگران این وطن دردمند کماکان هموار کرده‌اند.

کردستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک خود صدها سال است که میدان جاه‌طلبی و قدرت نمایی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای بوده و در هر چهار بخش آن انفال، بمباران شیمیایی، تبعید، قتل عام و نسل کشی، آوارگی و آسیمیلاسیون در کنار سرکوب بی رحمانه‌ی قیام‌ها رویداده در آن صورت پذیرفته است؛ البته باید دانست که این موارد تنها بخشی از جنبه‌‌های تراژیک اشغالگری و استعمار کردستان می‌باشد. نمونه برجسته خیانت که برخلاف منافع ملی و هویتی کوردی صورت گرفته است را می‌توان در مواضع و عملکردهای «خانواده بارزانی» مشاهده نمود. خانواده ای که هویت عشیره‌اش را به ارزش و هویت تاریخی و ملی کردها ترجیح و در جهت خدمت به دشمنان کورد از هیچ تلاشی فروگذار ننموده است. این خانواده با تحت کنترل قرار دادن و انحصار تمامی منابع اقتصادی، قبضه قدرت و حاکمیت در اقلیم کوردستان، نه تنها دغدغه "کورد بودن" و میهن‌دوستی را ندارند بلکه کردستان و ثروتهای و منابع و ساکنین آن را همانند کالایی دم‌دستی و فرومایه در معرض فروش و حتی پیشکش کردن نزد دشمن قرار داده‌اند. در این وادی کار را بدانجا رسانده‌اند که خیانت‌کاران گوی سبقت را از تمامی‌ خائنین پیشین در طول تاریخ کوردستان ربوده‌اند و به نوکر بی‌چون و چرای رژیم‌های اشغالگر و فاشیستی همچون ترکیه بدل گردیده‌اند. در تاریخ بسیاری از ملت‌های جهان می‌توان به وضوح دید که آنان با وجود تضادهای منافع و طبقاتی که داشته‌اند در مواقع حساس در مقابل «دشمنان مشترک و اشغالگران» به دفاع جانانه از خاک و فرهنگ خود مبادرت نموده‌اند. اما در این میان برخی از احزاب کلاسیک کردی که تنها به کسب سود و ثروت می اندیشند در برهه‌ی زمانی که بیش از هر زمان دیگری نیازمند به همسویی و همپوشانی تمامی کوردها دارد، دغدغه‌ای این چنینی را در عملکرد و سیاست‌های راهبردی خود ندارند. ماحصل چنین رویکرد غیر مسئولانه‌ای تشدید بحران و دشوار شدن وضعیت خلق کورد است. بنابراین یکی از ابعاد تلخ واقعیت کورد علاوه بر عدم همسویی و اتحاد درواقع استعمارزدگی و از میان رفتن فضای اندیشه‌ورزانه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی است. اشغال و استعمار هر سرزمین و جامعه‌ی انسانی ابتدای امر با اشغال و به قید و بند کشیدن تفکر و حافظه تاریخی آن ملت آغاز می شود. این یک حقیقت محض است، خلقی که حافظه تاریخی آن زدوده شود، بسوی نابودی سوق خواهد یافت و دچار مرگ فکری و فرهنگی خواهد شد. عدم عبرت آموزی از شکستها و خیانتهای داخلی جزئی از همین تاریخ و حافظه‌زدایی است و نتایج ویرانگری برای جامعه با خود به همراه خواهد داشت.

بنابراین اگر خوانش صحیح و ایدئولوژیکی از تاریخ اشغالگری، خیانت و دلایل پدیدارشدگی آن‌ها در کوردستان صورت نگیرد، نمی توان در برابر این تهدیدات هدفمند مبارزه‌ای عملی و راهبردی را در پیش گرفت. در طول تاریخ کوردستان دو کاراکتر«خادم» و «خائن» به موازات و در تقابل با یکدیگر شکل و حرکت نموده‌اند. شخصیت خادم ملت که دارای روحیه‌ای خدمتگذار و میهن‌دوست و عدالت‌جو است در مقابل و تقابل با شخصیت خائن که خود را با ارزش‌های مادی و معنوی جامعه بیگانه می‌داند، عمل می‌کند. خائنین یا بَکوهای موجود در کوردستان به‌خاطر ضعف و ناتوانی و عدم باور به خلق و توانمندی‌های آنان بیشتر تمایل دارند به نیروی قدرتمندتر و بزرگ‌تر ولو متجاوز و استعمارگری باشد، وابسته و خوش‌ خدمتی کند تا خدمت به خلق خویش!. شخصیت‌های انقلابی همچون شهید هلمت (دیار غریب) که برای اتحاد کوردها و خدمت به آن‌ها بیست و پنج سال  صادقانه و مشفقانه مبارزه و تلاش نمود و در انتها در این راه توسط دولت فاشیستی ترکیه و همکاری نیروهای خائن کورد، شهید گردید. نمود بارز کاراکتر «خادم ملت» بودن هستند و خواهند بود.

در فضای برزخ‌گونه‌ی خاورمیانه که روابط و مناسبات اجتماعی و سیاسی بر پایه‌ی منافع و قدرت اقتصادی و تابعیت محض شکل گرفته است، در نظر گرفتن مسائل اخلاقی، حقوقی و وجدانی در حوزه‌ی سیاسی و اجتماعی در تصمیم‌گیری‌ها به شدت کم رنگ گردیده است. چنین روابط آلوده به قدرتی موجبات رشد فضای اجتماعی استبداد‌زده و گسست و دور گردیدن از مبانی بنیادین جامعه‌ی اخلاقی و دمکراتیک در کوردستان و خاورمیانه پدید آورده است. بنابراین  یکی از دلایل اصلی بحران‌های خاورمیانه وجود رژیم‌های ضد دمکراتیک و ساختار وجودی دولت- ملت‌های تمامیت‌خواه است که بر تداوم موجودیت استبدادی خود اصرار می‌ورزند؛ از سوی دیگر قدرت‌های فرامنطقه‌ای که سودای تسلط سیاسی و تاراج منابع اقتصادی و نیروهای انسانی خاورمیانه را دارند در همپیمانی با دولت‌های استبدادی منطقه‌ای در تلاش‌اند به بهانه‌ی استقرار دمکراسی و مبارزه با تروریسم به حضور خود در منطقه تداوم بخشند. از فضای پیچیده و پرتنش منطقه پیداست که دستگاه و سیستم دولت‌محور و سرمایه‌دارانه به‌خودی خود بحران زاست و توانایی تامین نیازها و تفاوتمندی‌های انسانی و دموکراتیک جامعه را به‌هیچ صورت ندارد. نمود این امر بروز شکاف‌های طبقاتی، هویتی و جنسیتی بسیار عمیق در سطح جهان و منطقه است. با این وجود به موازات تمامی جنگ‌ها، خونریزی، گرسنگی و آوارگی‌های پیش آمده تحولی عظیم در شیوه مقاومت و مبارزه در برابر قدرت و سلطه گری در حال ظهور و بروز یافتن است. به گونه‌ای که مبارزات اجتماعی و دمکراسی خواهانه در منطقه، نظام دولتی و سرمایه داری را با چالش عمیقی مواجه ساخته است. بی گمان یکی از دلایل تشدید تنش‌ها و درگیری‌ها همین چالش است. سیستم سرمایه‌داری با استفاده از ساختار تمامیت‌خواه و بشدت مرکزگرای دولت-ملت خود را همچون ساختار مناسب و کارآمد معرفی می‌کند. به‌اصطلاح تئوریسین‌ها و سیاستمداران آنان به‌نظر می‌رسد فکر می‌کنند که هیچ سیستم و تفکری یارای مبارزه با آن را ندارد؛ این در حالی است که مبارزات کنونی خلق‌های منطقه در راستای دمکراسی و استقرار آن در حال گسترش و موفقیت است. دول و مزدوران وابسته به آنان هر اندازه بر سر موجودیت استبدادی و سرمایه‌دارنه‌ی خود تقلا نمایند، مبارزات جهت دمکراتیزاسیون نیز ادامه خواهد داشت.

در راستای دمکراتیزه نمودن خاورمیانه، کوردها و مبارزات انقلابیشان در معادلات و موازنات منطقه نقش تعیین کننده‌ای ایفاء می‌نمایند. در این راستا تا هنگامی که «مسئله کوردها» در چارچوب سیستمی دمکراتیک چاره‌یابی نگردد نمی توان انتظار داشت در خاورمیانه آشتی و ثبات برقرار گردد. سیستم دولتی با وجود در انحصار داشتن منابع مالی و انسانی و در دست داشتن ابزارهای ایدئولوژیک باز نیز نیروی مقابله با جنبش‌های توده‌ای خلقی را ندارد، عملکرد و موفقیت‌های جنبش آزادی‌خواهی خلق کورد این واقعیت را اثبات نموده که با اتکا به نیرو و توانایی‌های وجودی خلق و همراهی نیروهای گریلایی به‌عنوان نیروهای پیش‌آهنگ جامعه می‌توان تمامی ساختارها و بنیان‌های سیستم دولتی را به چالش کشید. اما مشکل در همراهی و همپیمانی خائنانه‌ی برخی از به‌اصطلاح شخصیت‌های سیاسی و احزاب در عرصه‌های مختلف با نیروهای متجاوز منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌باشد.

هم اکنون تمامی تلاش‌های رسانه ای و نظامی دولتی و فاشیسمی حکومت‌های منطقه‌ای در جهت خنثی سازی اهداف و آرمان‌های خلق‌های منطقه است تا بدین گونه آنان را از ادامه مبارزه و مقاومت رویگردان و ناامید نماید. در این راستا نمی توان نقش مزدوران، خائنان و جیره‌خواران محلی که هویت و اصالت خود را به فراموشی سپرده و سرسپرده دشمنان خود هستند را نادیده انگاشت، اما وضعیت و موقعیت پویای کنونی خلق کورد علیرغم تمامی جنگ‌های نرم که در فضای رسانه‌ای و تجاوزات نظامی و فرهنگی که بر آن وارد شده است، بیانگر نوعی خودآگاهی و بیداری تاریخی در جامعه‌ی کوردی می‌باشد. این اصلی غیرقابل انکار است که هیچ قدرت متجاوز خارجی و نیز خائنان و مزدوران داخلی، توانایی مقابله با خلقی که آگاه برآن است که کدام فرد و حزب، خائن است و کدامین فرد و حزب، خادم ملت است را ندارد. خائنان یا بهتر بگوییم «بَکو»های این موطن دیر یا زود از تخت قدرت پوشالی و غرور کاذب خویش توسط خلق به زیر کشیده خواهند شد و طومار وطن فروشی و هویت‌ فروشی آنان نیز برای همیشه از تاریخ کوردستان بسته خواهد شد. مبارزه و تحمل هزینه‌ها و دشواری‌های مبارزه پیش شرط رسیدن به جامعه‌ای عاری از چنین کاراکترهایی می‌باشد. با این تعریف برای پیروزی بر دشمن باید ابتدا قدرت و جایگاه بَکوهای مزدوران و جاش‌های بومی آنان را که نقش مهم و محوری در هموار کردن راه دشمنان ملت را دارند، کوتاه نمود.  

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید