بسیار هستند شمار روستاها و شهرهای کوردستان که دچار نسل‌کشی و بمباران‌های شیمیایی قرار گرفته‌اند.
بسیار هستند شمار روستاها و شهرهای کوردستان که دچار نسل‌کشی و بمباران‌های شیمیایی قرار گرفته‌اند. زرده نیز یکی از صحنه‌های دردناک تاریخی کوردستان است. زرده را نباید از یاد برد، زیرا که از یاد برده شده است. گه‌گاهی مراسمی برای گرامی‌ داشت بمباران‌های شیمیایی روستای زرده از توابع استان کرماشان گرفته می‌شود، اما آیا توان پاسخگویی به آلام و دردهای مردم کرماشان را دارد؟ از بمب‌های شیمیایی تا زلزله و از فقر و بیکاری تا خودفروشی و خودکشی. کم نیستند آلام این سرزمین که هنوز التیام نیافته است. به قول شاعر« در آغاز هزاران هزار، کس بودیم و کم‌کم، کم شدیم» از زلزله‌ای که هزاران نفر را با خود به دل خاک برد و از بمب‌افکن‌های رژیم بعث که هزاران جان ‌بی‌دفاع را بمباران نمود. وقایع دردناک کوردستان کم نیستند که ما بخواهیم فراموش کنیم و یا ببخشیم. آری! سرزمینی که با وقایع تلخ تاریخی زیادی روبرو گشته و هنوز هم آثار این زخم‌ها را می‌توان بر تن و روان مردمش مشاهده کرد.
زمانی که مهتاب جای خود را به خورشید می‌سپارد،‌ مردمان روستای زرده به فکرشان خطور نمی‌کرد که صبح را با صدای بمباران و بمب‌افکن‌های بعثی آغاز نمایند. خسارات جانی و مالی جنگ رژیم استعمارگر ایران و رژیم فاشیستی بعث عراق هنوز به تمامی آشکار نگشته بود که خساراتی دیگر به بار آمد. جنگی که هیچ سودی برای هر دو طرف نداشت و تنها قربانیان آن مردم بودند. تنها و تنها خون و غم و درد نسیب مردم شد. اما عطایی آن برای حاکمان مستبد،‌ محکم‌ کردن پایه‌های اریکه‌ی قدرت نظامیون و سردمداران به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران شد. 
در صبحگاه روز ۳۱ تیر ۱۳۶۷، چند روز پس از اعلام آتش‌بس و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و خوردن جام زهر از سوی رژیم استبدادی ایران، به وسیله‌ی پنج بمب‌افکن بعثی مسلح به بمب‌های شیمیایی، روستای زرده مورد آماج حملات قرار گرفت. بمب‌افکن‌های رژیم بعث عراق همزمان با بمباران شیمیایی منطقه‌ی زرده، روستاهای نسار دیره، نسار دیره سفلی و شاهمار دیره از توابع شهرستان گیلان‌غرب، شیخ صله از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، دودان از توابع شهرستان پاوه و روستای باباجانی از توابع شهرستان دالاهو را نیز مورد حملات شیمیایی مشابهی قرار دادند. انگار صدام از انفال و قتل‌عام شهر حلبچه‌ در سال ۱۳۶۶ سیراب نشده بود. 
استعمارگران کوردستان برای نسل کشی خلق کورد از هر روش و ابزاری استفاده کردند تا بتوانند آثار و نشانه‌ای از کورد و هویت کورد بر جای نگذارند. استعمارگران این سرزمین زمانی که فهمیدند خلق کورد دارای فرهنگی سراسر آکنده از مقاومت است، تصمیم به تقسم سرزمین کوردستان در چهار بخش گرفتند تا بتوانند راحت‌تر سیاست‌های خود را برای انکار و نابودی خلق کورد اعمال نمایند. این امر همزمان نسل‌کشی‌های فیزیکی و فرهنگی همانند نسل‌کشی درسیم، حلبچه، قامشلو و... را در هر چهار بخش کوردستان درپی داشت. زرده نیز در چارچوب همین سیاست قرار داشت. 
مردم زرده هنوز آلامشان التیام نیافته است. زرده‌ای که جمعیت آن ۱۷۰۰ نفر بود، ۲۷۵ نفر از مردمش جان خود را از دست دادند و ۱۱۴۹ نفر دیگر نیز زخمی شده یا با عوارض ناشی از استنشاق گازهای سمی روبرو شدند. زمانی که مردم یارسان در روستای زرده‌ برای برگزاری جشن آئینی در آرامگاه داوود و بابا یادگار گردهم آمده بودند، بمب‌های شیمیایی مهمان ناخوانده‌ی این جشن گردید. بمباران شیمیایی مناطق مقدس مردم یارسان و  روستاهای پاوه، گیلانغرب و ثلاث‌باباجانی دل و پوست مردم یارسان و هر انسان آزاد اندیشی را زخمی نمود. زخمی که کوردها و خلق‌های ایران هرگز آن را از یاد نخواهند برد. همزمان با برگزاری مراسم آئینی، بمباران نمودن شیمیایی‌ منطقه و مراسم آن روز به‌خودی خود می‌تواند نشان از دشمنی با مردم کورد به خصوص مردم یارسان باشد. مردم یارسان هم از سوی رژیم فاشیستی بعث و هم از سوی رژیم استبدادی ایران با تبعیض، نابرابری و پایمال‌کردن حقوق فرهنگی و آئینی‌شان روبرو شده و می‌شوند.
حال با گذشت ۳۰ سال از این فاجعه‌ی انسانی، مردم روستای زرده و روستاهای دیگر با زحمات و مشکلات فراوانی که ناشی از تاثیرات مرگبار بمباران شیمیایی و بی‌توجهی مسئولین بهداشتی و درمانی دست و پنجه نرم می‌کنند. تقریبا در هر ماه یک نفر به تعداد شهدای شیمیایی این روستاها اضافه می‌شود و هراس از نقص نوزاد، شیرینی تولد فرزند را در کام زنان باردار از میان برده است. مردم زرده فقط یک مرکز درمانی مجهز می‌خواهند که اگر وقت و بی‌وقت نفسشان گرفت و تاول پوستشان چرک کرد، مجبور نباشند تا برای مداوا به مرکز شهر بروند. آیا این خواسته بزرگی است؟ اما چرا این خواسته سال‌هاست که اجرای نمی‌شود؟ ای کاش تنها مشکل همین بود؟ مشکلاتی از جمله از کار افتادگی، زخم‌های بازمانده از حملات شیمیایی و حقوق کم، هزینه‌ی بالای درمان، خانه‌های تخریبی که هنوز بازسازی نشده‌اند، نبود آب آشامیدنی سالم و... بخش ناگفته‌ی‌ از دردهای مردم این منطقه است. از سوی دیگر نهادها و دستگاه‌های دولتی چنین مشکلاتی را نادیده گرفته و به آن توجهی ندارند. پس از سپری شدن بیشتر از ۳۰ سال فاجعه‌ی انسانی روستای زرده باید فکری به حال جانبازان و خانواده‌های جانباختگان نمود. اما حکومتداران فاسد و بی‌مسئولیت در مجلس شورای اسلامی که اکنون مبدل به ساختاری نمایشی گردیده، حتی نیم‌نگاه و توجهی به این مردم و فاجعه و تراژدی اتفاق افتاده ندارند. 
سیاست‌های بیواقتدار و مرکزگرای حکومت مستبد مرکزی ایران حتی به جانبازان و جانباختگان نیز رحم نمی‌کند. سیاست مرکزگرای و خود محوری رژیم استعمارگر ایران مسبب اصلی بی‌توجهی به زخم‌دیدگان روستای زرده است. در کلیت موزائیک فرهنگی ایران تنها یک تکه‌ی کوچک آن اساس گرفته ‌شده و در قبال تنوعات فرهنگی و مذاهب‌ و باورداشت‌های متنوع دیگر، سیاست‌ها غیر اخلاقی و تبعیض آمیز فراوانی به‌صورت هدفمند برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود. در چنین وضعیتی که یارسان نیز از باور و آئینی جداگانه برخوردار می‌باشد، قطع یقین در این وادی از سوی رژیم استعمارگر ایران مورد ظلم مضاعف قرار می‌گیرد. از یاد نبریم که هنوز زلزله‌‌زدگان در چادر و کانکس زندگی می‌کنند و مجروحان و جانبازان زرده از هرگونه امدادرسانی و درمانی بی‌بهره‌اند. این به خودی خود نشان از به‌ حاشیه راندن و به رسمیت نشناختن هویت کورد و آیین یاری در کوردستان می‌باشد. 
نباید از حکومتی مستبد که هویت یک خلق تاریخ‌مند را به رسمیت نمی‌شناسد و سیاست‌های خصمانه‌ای را برای مستحیل نمودن و نادیده گرفتن و ملیتاریزه، اعدام، سرکوب نمودن آن‌ها در ساختار تمامیت‌خواه خود در برنامه دارد، انتظار داشت که عملی انسانی و خیرخواهانه در قبال مردم روستای زرده انجام دهد. رژیم استبدادی ایران که خود مسبب بیکاری و فقر و خودکشی و... در کرماشان می‌باشد، بی‌توجهی به جانبازان زرده نیز برایش امری عادی است. این امر در چارچوب سیاست‌های که در قبال خلق کورد و پاکسازی مردم کورد و آئین یارسان اعمال می‌گردد، جای می‌گیرد. 
چرا باید از یاد برد و بخشید؟ زمانی که ملت‌مان با سیاست‌های خصمانه و بدور از اخلاقیات و اصول انسانی روبرو می‌گردد و روزانه شاهد خون خوبانش است؛ چرا باید مقصران این فاجعه را از یاد بریم، چرا باید بی‌عدالتی را تحمل و ببخشیم؟ بازبینی و بازخواست دموکراتیک خلقی از دلایل و مسببان بروز وقایع و فجایع انسانی زمانی ارزشمند است و می‌تواند معنا و مفهوم خود را پیدا نماید که بتوان از وقایع تاریخی درس‌های آموخت و مقصران و جنایتکاران را مورد بازخواست و بازپرسی قرار داد.
تنها خلق‌ها هستند که می‌توانند به یاری یکدیگر بشتابند. زمانی که روستای زرده مورد آماج بمب‌‌افکن‌های رژیم صدام قرار گرفت، این تنها مردم بودند که به یکدیگر کمک کردند. در این وادی رژیم استعمارگر اسلامی ایران هیچ اقدامی ننمود. در زمانی که زلزله‌ی کرماشان و سیل در بخشی از مناطق ایران اتفاق افتاد، تنها مردم بودند که دست در دست یکدیگر دادند و یاری دهنده‌ی مردم‌ آسیب‌‌دیده شدند. حال نیز می‌توان با همین منظور و برای یاری روستای زرده و مجروحان و جانبازان، آستین همت را بالا زد و با دردهای روستایان این منطقه ارتباط مشترک و انسان دوستانه‌ای برقرار نمود. با یاری رساندن به یکدیگر و هم‌گرایی خلقی می‌توان مشکلات و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی موجود بر خلق‌های ایران را حل نمود. مشکلات مردمان روستای زرده اگر از سوی خود مردم ایران و کوردستانیان حل نشود، هیچ‌گاه از سوی رژیم استعمارگر اسلامی ایران چاره‌یابی و حل نخواهند گردید.
زال مد
 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید