جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان-کودار در ماهنامه ی ملت دموکراتیک شماره ی 9 مقالاتی با محوریت هستی شناسی آموزشی و تشریح و تفسیر آموزش از گذشته تاکنون پرداخته است

هئیت تحریریه ماهنامه ی ملت دموکراتیک

جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان-کودار در ماهنامه ی ملت دموکراتیک شماره ی 9 مقالاتی با محوریت هستی شناسی آموزشی و تشریح و تفسیر آموزش از گذشته تاکنون پرداخته است. در این مجموعه به اهمیت آموزش و پرورش بعنوان راهبردی برای اجتماعی شدن و مسئولیت پذیری هرچه بیشتر فرد در قبال اجتماع و محیط زیست اشاره شده است و اینکه آموزش در نظام های جامعه محور وغیر دولتی در طول تاریخ از میترائیسم گرفته تا زرتشت و مدل مونتوسوری و... چگونه به پرورش نسل نو، حول محور تنوعات قومی، اجتماعی بودن و ارتباط صحیح با محیط زیست و تولید اندیشه های نو می چرخد.

در واقع کل سخن این شماره ی نشریه ی ملت دموکراتیک باز می گردد به دموکراتیزه نمودن سیستم آموزشی ایران و تحلیل خلاء تاریخی روی داده در حوزه ی آموزش و پرورش آن که به غایت استبدادزده، مریدمحور و بشدت منفعل می باشد. سیستم آموزشی دموکراتیک مورد بحث، بن مایه و ارکان وجودی خود را برمبنای شکستن انحصار تاریخی آموزشی که بصورت مرکزگرا، جنسیت گرا و مذهب گرا قرار داده است. برای گذار از بحران لزوما تاریخی موجود، باید قدرت و ابتکار عمل از دست رفته ی جامعه را به نهادهای مستقل و وابسته به جامعه بازگردانیم. برهمین مبنا سعی بر آن شده است به بعد تاریخی آموزش در سیستم دولت مرکزگرا پرداخته شود که اساس کار و برنامه ی مدارس دولتی به متحدالشکل بودن در ظاهر و پوشش دانش آموزان و تربیت کردن تمام تنوعات فرهنگی و مذهبی با شیوه ی یک زبان، یک مذهب، یک فرهنگ می باشد و این نظام آموزشی در نقطه ی مقابل نظام آموزش بومی قرار می گیرد. سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک اصل وجودی خود را بر آموزش جامعه توسط نهادهای متخصص وابسته به خود در جامعه قرار می دهد و بر حق تدریس به زبان و فرهنگ مادری و بومی تاکید دارد.

هئیت تحریریه ماهنامه ی ملت دموکراتیک در این متن سعی برآن دارد پاسخ هایی به نقدی که « دیدبان حقوق بشر کوردستان ایران » از شماره ی 9 این نشریه نموده است را بصورت اجمالی بدهد امیدواریم با نوشتن نقدی بر نقد یاد شده، جدای از ابهام زدایی و تفسیر و تشریح، زمینه ساز ایجاد فضای نقادانه در جامعه شود.

با توجه به نقدهایی که منتقد محترم در نقد خود بر سر تفسیر و تشریح از اصل 15 قانون اساسی کرده اند، لازم به ذکر است که ابتدا به ساکن طبق اصول نقادی؛ باید از پیش داوری، برچسب زدن و تهمت خودداری کرده و با ایجاد فضایی نقادانه و مسالمت آمیز در رفع ابهام و توضیح و تفسیر صحیح، با مسائل و مشکلات برخورد کرد.

1. در مقاله ماهنامه ی ملت دموکراتیک که بصورت بسیط به مقوله ی آموزش وپرورش پرداخته است فقط در یک جمله به اصل 15 ارجاع شده است و بطور کامل به تاریخچه ی آموزش وپرورش وانواع شیوه های آموزشی در نظام های جامعه محور و غیردولتی در جغرافیای ایران و در سطح جهان پرداخته است و هدف از آن بومی کردن و آموزش وپرورش با فرهنگ، آیین و زبان مادری در جغرافیای ایران است و نه فقط تاکید براصل 15 قانون اساسی.

2. با توجه به تنوع فرهنگی و قومی و مذهبی در جغرافیای ایران که دال بر غنای فرهنگی و آیینی و قومی ملت های ساکن در این جغرافیا می باشد اما با اجرای اصل 15 و دستورالعملهای وزارت آموزش وپرورش مبنی بر آموزش با یک زبان، یک فرهنگ و یک مذهب بصورت خواسته یا ناخواسته، زمینه ی آسمیلاسیون و حذف تدریجی این تنوعات از جغرافیای ایران فراهم می شود.

3. براساس انتقاد دیدبان حقوق بشر کوردستان ایران مبنی براینکه در آموزش وپرورش بصورت غیرمتمرکز و بومی؛ کدام زبان و گویش ( در بین ملتهایی که دارای چند زبان و چند گویش می باشند) اساس قرار می گیرد؟ و کدام زبان برتر است؟ و این ملیت ها کدام زبان یا گویش را جهت برقراری ارتباط اساس قرار می دهند؟

لازم به توضیح است که هدف از بومی کردن آموزش وپرورش؛ مشارکت و بها دادن به آموزش با فرهنگ و آیین و زبان مادری آن جامعه و اقلیت های قومی می باشد و این انتخاب را قومیت ( زبانی، فرهنگی،آیینی،...) ساکن در آن محدوده ی جغرافی انجام می دهد و با توجه به مشارکت همه ی اعضای جامعه در انجمن های خلق و مشورت جمعی و براساس نیاز جامعه درباره ی شیوه ی آموزشی توافق صورت می گیرد چون در فلسفه ی کنفدرالیسم دموکراتیک بحثی مبنی بر زبان یا فرهنگ برتر وجود ندارد. زبان برساخت و حافظه ی تاریخی یک جامعه است که در مراوده و بستری دموکراتیک رشد و نمو می نماید. در این میان برای مقابله و مبارزه با اصل دولت-ملت و سیستم همگون ساز آموزشی، زبان مشترک میان تنوعات خلقی را خود آن جوامع برمی گزیند.

4. در نظام آموزشی جامعه محور و بومی، اصل بر آموزش مهارت های زندگی و تشویق  کودکان به آزاداندیشی و حل مسائل بصورت جمعی و پرورش هویتی اراده مند است که در راستای پیشرفت و پیشبرد بسترهای مادی و معنوی فرد-جامعه گام های آگاهانه ای را  بر می دارد. این در حالیست که اهداف بلند مدت و راهبردی دولت-ملت و در نهایت کل پیکره ی سیستم سرمایه داری برضد توانمندسازی، ظرفیت سازی و آگاه سازی فرد-جامعه طرح ریزی و برساخته شده است.

   

5. مسئله در این مقاله نه فقط زبان مادری (فارسی،کوردی،آذری،بلوچی،عربی،مازنی و گیلکی...) بلکه اساس و مبنا بر آموزش فرهنگ مادری است. فرهنگ مادری شامل: اسطوره ها، حکایات، داستان، ضرب المثل، جغرافیای بومی، تاریخ بومی، آیین و زبان می باشد و هر خلقی می تواند با آن فرهنگ مادری که توضیح داده شد آموزش ببیند.

6.عدم رسیدگی به مسئله هویت و فرهنگ خلق ها - که در طی هزاران سال و بصورت شفاهی به نسل امروز رسیده است - منجر به نابودی یا ذوب شدن در فرهنگ غالب و حاکم می شود که این امر خود باعث بروز از خودبیگانگی و بحران هویت آن خلق و در نتیجه کشمکش و بحران میان خلق ها می گردد. در واقع خود حکومت استبدادی ایران با نادیده گرفتن تنوعات خلقی و آیینی موجبات استمرار بحران و شکاف بین جوامع ایرانی را محیا می نماید. برآیند و بسامد هولناک این امر در کوتاه مدت سبب بروز اختلافات و انزجار بینا خلقی و در بلند مدت بسترهای پدیدار آمدن فاشیسم و جنگ داخلی را هموار می سازد.

در پایان باید گفت که مسئله نه تدریس با زبان مادری یا تدریس زبان مادری است؛ بلکه آموزش و پرورش با فرهنگ مادری است و این مسئله نه مختص به خلق کورد، بلکه خلق آذری، فارس، بلوچ وعرب نیز نیازمند آموزش با فرهنگ مادری می باشند و تفسیر و کنکاش و تشریح این مسئله که حق طبیعی هر جامعه ایست نه منجر به جدایی و تجزیه طلبی خلق های ساکن ایران می شود بلکه سبب غنای فرهنگی و ارتباط و اتحاد خلق های  ساکن در گستره ی جغرافیای ایران و کشف و شکوفایی استعدادهای نهفته ی علمی،فنی، هنری و ادبی بومی می گردد.

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید