ایران با شتاب هرچه زیاد به فاشیستی شدن سیستماتیک و گسترده در عرصه‌های مختلف نزدیک می‌شود. گام‌های شتاب زده‌ی جمهوری اسلامی ایران در منطقه‌ی خاورمیانه حکایت از آن دارد که حاکمان دستگاه سیاسی ایران ظاهرا تمایلی به تعامل درهیچ حوزه و عرصه‌ای با نیروهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ندارند. گویا جمهوری اسلامی ایران سیاست رواداری و تعامل را به نوعی به سیاست تهاجمی و فرافکننانه بدل نموده است.عملکرد ایران در یمن، لبنان، عراق و کل خاورمیانه حاکی از چنین امری است.

اما باید دانست که حکومت ایران تمام این سیاست‌های تهاجمی را برای جلب آرا و نظر ایالات متحده‌ی آمریکا انجام می‌دهد. بدین معنی که حکومت ایران بیشتر خواهان نشان دادن تصویر «مرد نیرومند خاورمیانه» از خود است تا چیز دیگر؛ اما این مرد به ظاهر نیرومند خاورمیانه خواهان به رسمیت شناخته شدن و مخاطب قرار گرفتن از جانب سرمایه‌داری بین‌المللی و افزودن چند روز دیگری بر عمر نکبت‌بار خویش است و نه چیزی بیشتر.

حال رویکرد تنبیهی و جنایتکارانه‌ی جمهوری اسلامی ایران در برخورد با خواسته‌های دموکراتیک خلق کورد و خلق‌های ایران به صورت عام قضیه نشان از شتاب و اصرار زیاد برای بستن فضای سیاسی و تعاملی و حرکت به سوی پدیدآوردن یک سیستم به تمامی ارتش‌سالار و فاشیستی می‌باشد. مولفه‌ی اساسی این چنین سیستمی نیز خودشیفتگی و خودخواهی سیاسی شدید در برخورد با خلق‌ها و نیروهای فعال در جامعه ایران می‌باشد. نمود بارز این امر حمله‌ی موشکی به قرارگاه حدکا و حدک در اقلیم کوردستان و اعدام سه فعال سیاسی کورد و حمله به گریلاهای شرق کوردستان در روزهای اخیر می باشد. ما پیشتر نیز تاکید کرده‌ایم و دوباره نیز لازم می‌دانیم تاکید نماییم که سیاست‌های قدرت‌محورانه‌ و غیرانسانی حکومت ایران در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی  و زیست‌محیطی کل جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران را با خطر فاشیستی شدن روبرو کرده است.

صدای پای فاشیسم به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد که برخی از لایه‌های مرتبط با وزارت اطلاعات و درون این سازمان تمایل زیادی برای فاشیستی نمودن فضای بینافرهنگی میان خلق‌های ایران دارند. چراکه به این نتیجه‌ی تاریخی رسیده‌اند که وجود چنین فضایی سبب همگرایی و اقدام مشترک خلق‌های ایران بر علیه رژیم خواهد بود.  قیام مردم ایران در دی‌ماه سال 1396 نمود و نشانی بارز ازهمگرایی و پدیدآمدن روحیه‌ای مشترک مابین تمامی مردم ایران است.

اما حملات اخیر جمهوری اسلامی ایران و هم‌زمانی آنها با دیدار سه جانبه‌ی ایران، روسیه و ترکیه نشان از حمله‌ای گسترده و همه‌جانبه به تمامی دست‌یافت‌های دموکراتیک خلق ‌کورد در گستره‌ی جغرافیایی سوریه، عراق، ایران و ترکیه است. همگرایی شومی که اولین گام‌های عملی آن توسط ایران به جای آمد. اما باید دانست که این اعمال خصمانه نه ابتدای کار است و نه انتهای آن.

در این میان وظیفه‌ی اشخاص و احزاب میهن دوست کوردستانی این است که با توجه به گستردگی مفهوم دشمن ارکان های وجودی خود را دوباره بازتعریف نمایند. و در این راستا مرزبندی‌های جغرافیایی را که میان خلق کورد ایجاد شده است را از فضای سیاسی بزدایند. این امر موجبات همگرای و همراستایی تمامی نیروها و احزاب را در مقابل دشمنان مشترک میسر می‌سازد. با این رویکرد می‌توان تهدیدات پیش‌آمده را به فرصت بدل نمود.  

جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان مراتب تسلیت خویش را به خلق‌ کورد، خانواده‌های زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین‌پناهی، همچنین تمامی پیشمرگان حزب دموکرات کوردستان و حزب دموکرات کوردستان ایران و خانواده‌ی شهدا اعلان نموده و برای تمامی مجروحان آرزوی شفای عاجل دارد. در همین راستا خلق کورد در همه‌ی بخش‌های کوردستان و اروپا، به ویژه شرق کوردستان را به اتحاد و هم‌گرایی هرچه بیشتر جهت مقابله با خطرات پیش‌رو فرا می‌خواند.

ریاست مشترک جامعه‌ي دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان‌‌ـ کودار

۱۱.۹.۲۰۱۸

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید