نگاهی اجمالی بر سیاست‌ استراتژیک در استان کرمانشاه سربرز کرماشان

خلق كورد بزرگ‌ترین قربانی آسیمیلاسیون (سیاست همانند‌سازی) در خاورمیانه است، اصرار بر کورد بودن به معنای به جان‌ خریدن روندی است كه از بیكارماندن آغاز شده و تا نسل‌كشی پیش می‌رود. یك فرد کورد هر اندازه هم كه با استعداد باشد، تا وقتی‌که سیاست فرهنگی دولت‌ـ ملت حاكم را داوطلبانه نپذیرد، تمامی درهای موجود بر سر راه پیشرفت نهادی و شخصی او یک‌به‌یک بسته می‌شوند. یا تسلیمیت داوطلبانه را بر خواهد گزید و خواهد دید كه تمامی درهای مسیری كه تا رئیس‌جمهوری می‌رود به رویش گشوده می‌شوند. اگر تسلیم نشود و مقاومت را برگزیند، خواهد دانست كه همه نوع بلایا و مصائبی كه تا نسل‌كشی نیز پیش می‌روند بر سرش خواهند آمد.

                                                                                                                                      رهبر آپو «عبدالله اوجالان» کتاب مانیفست پنجم

 

چند وقتی است که بازار انتخابات گرم شده و از هر سویی صحبت از انتخابات پیشرو ریاست جمهوری ایران است. سوال پیش رو این است آیا این انتخابات می‌تواند تغییر و تحول مثبتی در بزرگ‌ترین شهر کردنشین «کرماشان» ایجاد کند؟ آیا می‌توان به آمدن اشخاص با وعده‌هایی که از دغدغه‌های کرماشانیان سخن می‌گویند امید داشت؟ به‌طورکلی انتخابات را می‌توان راهگشای مشکلات بیکارترین شهر ایران دانست؟ برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید سیاست‌های کلان و استراتژیک نظام ایران در چند سده‌ی اخیر در کرماشان را شناخت.

سیاست‌های نظام ایران بر کرماشان

شناخت نظام و سیستم حاکم بر ایران واجب و ضروری است تا بتوان تحلیلی عمیق از سیاست‌های حکومت ایران بر کرماشان داشت. همانطور که می‌دانید نظام ایران بر پایه  دولت‌ـ‌ ملت بنانهاده شده است. اصل این نظام را به‌طور ساده می‌توان این‌گونه تعریف کرد تأکید بر یک‌زبان، یک‌ فرهنگ، یک پرچم، یک ملت دارد. تکینه‌های که برای ایجاد خود باید تنوعات فرهنگی دیگر را نابود کند. نظام ترکیه که اولین نظام دولت‌ـ ملت در خاورمیانه است نیز برای ایجاد خود دست به نابودی دیگر تنوعات فرهنگی در ترکیه زد که می‌توان به کشتار یونانیان،‌ ارامنه و کوردها اشاره کرد. بر طبق برآورد حزب كمونیست تركیه از سال 1925ـ1938 در جریان قیام‌ها و مقاومت کوردها نزدیك به یک و نیم میلیون تن از كوردها یا به قتل رسیدند و یا به نقاط دوردست تبعید گشتند. در عراق نیز این سیاست‌های همگن‌سازی و ایجاد تکینه‌های پوچ و خونین با کشتار و اجرای عملیات انفال و شیمیایی باران شهر حلبچه توسط حزب بعث به اوج خود رسید.

اما در کرماشان و شرق کوردستان وضعیت بسیار متفاوت است. سیستم دولت‌داری ایران از سابقه‌ی و پشتوانه‌ی کسانی به‌مانند «خواجه نظام الملک» برخوردار است. کسی که کتاب سیاست‌نامه را در قرن پنجم هجری به رشته‌ی تحریر درآورده است. برای همین برای قتل‌عام کوردهای شرق کوردستان راهی دیگر برگزیدند تا آن‌ها را محو کنند زیرا به‌خوبی دیدند که کوردها نه در باکور، روژآوا و باشور کوردستان با قتل‌عام فیزیکی از میان نرفتند بلکه «کوردها را باید با پنبه سر برید» که به آن  «قتل‌عام سفید» یا آسیمیلاسیون (همگن‌سازی) می‌گویند. قشر حاكم جهت تحمیل این بی‌هویتی بر جامعه‌ی آسیمیله‌شونده، از دو اسلحه‌ی اساسی بهره می‌برد:

·        اعمال زور و خشونت فیزیكی عریان. با كوچک‌ترین شورش و قیام، شمشیر نابودی بر فراز سرش به حركت درمی‌آید.

·        اعمال سیاست بیو قدرت در راستای رویارو سازی جامعه با گرسنگی و بیكاری. سعی می‌گردد این قانون آهنین برقرار گردد: اگر بر هویت فرهنگی خویش اصرار بورزی و خدمتكاری مطابق میل ارباب نشوی، یا سر به تنت نخواهد ماند یا گرسنه خواهی ماند!

 

بیکاری

حکومت ایران برای ایجاد دولت‌ـ ملت  و ضمیمه کردن کرماشان به آن، سیاست‌هایی در چارچوب «آسیمیلاسیون» در کرماشان در دستور کار قرار داده است و تاکنون ادامه دارد یکی از این ‌سیاست‌ها بیکاری و ایجاد ارتشی از بیکاران است. بدین ترتیب چه دلیلی وجود دارد که کرماشانی که دارای منابع زیرزمینی و روزمینی غنی، موقعیت ویژه برای صادرات و هم‌مرز بودن با باشور کوردستان، عراق و علاوه بر آن نیروی کار متخصص و ارزان است؛ بیکارترین شهر ایران باشد و شهرهای فلات مرکزی که از ویژگی اولیه برای صنعتی شدن برخوردار نیستند و حتی نیروی کار لازم را ندارند صنعتی باشند.

کرماشانیان در رتبه‌ی اول مهاجرت

 درگذشته کوردها به‌خصوص کرماشانیان را به‌زور مجبور به مهاجرت می‌کردند. که به آن‌ها کورد تبعیدی می‌گفتند کوردهای تبعیدی هنوز هم قزوین، تبریز، گیلان، مازندران، تهران، خراسان شمالی ، مشهد و...  زندگی می‌کنند. امروز با استفاده از اهرم بیکاری مهندسی‌شده، کرماشان که دارای شرایط تبدیل به قطبی صنعتی است محکوم به بیکاری است تا جوانان و نیروی کار به فلات مرکزی ایران مهاجرت کنند. که نتیجه‌ی آن ذوب شدن فرد مهاجر در فرهنگ مقصد است. و خالی کردن کرماشان از نیروی انسانی کارآمد و پتانسیل‌ برای تغییرات سیاسی ـ اجتماعی است

 

معضلات اجتماعی

کرماشان در رتبه‌ی اول معضلات اجتماعی در ایران: طبق نظر جامعه‌شناسان و رواشناسان وضعیت اقتصادی و بیکاری رابطه‌ی مستقیم با معضلات اجتماعی دارد. طبق آمار سال گذشته کرماشان با دارا بودن بیش از 17 هزار پرونده‌ی درگیری خیابان، آمار طلاق که از هر ۴ ازدواج یک مورد به طلاق می‌انجامد درحالی‌که در سطح ایران از هر سه فقره ازدواج یک مورد منجر به طلاق می‌شود یا تعداد زنان سرپرست خانوار که ۲۲ هزار نفر است و تنها ۵ هزار و ۵۵۰ زن سرپرست خانوار از خدمات سازمان بهزیستی بهره‌مند هستند. آمار مبتلایان به ایدز و اعتیاد  در این میان که نیز مشهود است.

سخن آخر

با آمدن رئیس‌جمهور یا اشخاص جدید چیزی تغییر نمی‌کند، بیکاری و معضلات گریبان گیر کرماشان، از طرف حکومت حاکم مهندسی‌شده است. از زمان پایان جنگ هشت‌ساله که کرماشان روی آرامش از بمباران دید تاکنونی بیکاری مهندسی‌شده ادامه دارد. درواقع از دولت خواستار رفع مسئله‌ی بیکاری شدن، حماقت است زیرا نظام خود پدیدآورنده‌ی این امر ‌است. امید داشت و تلاش نکردن برای رفع معضلات و بیکاری نیز به‌دوراز عقلانیت است زیرا بدون مبارزه چیزی کسب نمی‌شود «حق گرفتنی‌ است، نه دادنی» تنها راه رهایی مبارزه است. مبارزه برای ایجاد تغییرات دموکراتیک که به حقوق حقهِ‌ی خود دست‌یابیم.

نقشه راه جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) راه‌کارهای برای گذار به دموکراسی  و دست‌یابی تمامی خلق‌های ایران به حقوق دموکراتیکشان است. که با نشات گرفتن از اندیشه‌ی رهبر آپو طرح‌ریزی‌شده است. کودار نقشه راه خود را ارائه کرده است درصورتی‌که پاسخ لازم به آن داده شود آماده‌ی مشارکت برای گذار به دموکراسی است در غیر این صورت به‌عنوان یک سیستم تحول‌خواه انقلابی برای دستیابی خلق کورد و خلق‌های ایران به مطالبات و خواسته‌های دموکراتیکشان از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند.

تا مبارزه هست امید است و تا امید هست زندگی.

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید