بیش از پنجاه روز نفسگیر از مقاومت دلیرانه و قهرمانانهی عفرین مقاوم در برابر وحشیترین و درندهترین دژخیمان تا بن دندان مسلح متوهم میگذرد و اما عفرین همچنان ایستاده است وایستاده خواهد ماند. چرا که در عفرین زنان، مردان و کودکانش آموختهاند تا ایستاده بمیرند، جاودانه شوند، اما تن به ذلت و خواری ندهند. بی گمان عفرین تاریخی است که باز نوشته میشود، اما در مقیاسی بس وسیعتر و جهانیتر. عفرین بازنویسی مقاومت تاریخی زندان آمد است. جایی که مردن در آن همانا پیروزی اراده است بر دشمن و وحشت،و جهان آن را شاهد بود. مقاومتی که ریشههای انقلاب را تا اعماق جامعه دواند و ثمرهی آن بنیانگزاری مدرنیتهای گشت که با پسوند دموکراتیک خود افق آزادی و انسانیت را در عصر داعشیسم و اردوغانیسم روشن کرد. بر همین اساس است که میتوان ادعا کرد مقاومت عفرین پیروز است. چرا که آنچه در عفرین میگذرد « نه » گفتن است به تسلیمیت و بندگی و اصرار است بر آزادی، عدالت، دموکراسی و ایجاد جامعهای نوین و انسانی برای بشریت در حال احتضار. 

 

این روزها مقاومت قرن درعفرین، همچون کاغذ تورنسلی است در لابراتوار « حقوق بشر» و « دموکراتیک » جهان معاصر و گویا « مدرن » جهت تشخیص و تفکیک حقیقت از مجاز. در حقیقت،  مدعیان کذایی آن مفاهیم  در این آزمایش رنگ و جنسشان برملا گشت. عفرین این روزها بیش از هر چیز به الههی حقیقت مانندتر است. چرا که با مقاومت و ایستادگی خود حقیقت مدعیان بشردوستی را با وضوح کامل نمایان ساخت و مناسبات حاکم برسیاست جهان « مدرن » را به بهترین شیوهی ممکن در معرض داوری قرار داد. « سیاستی » که سخیفانی همچون اردوغان و بغدادی و پسماندههای فاشیسم و نژادپرستی به شرکا بدل میشوند. 

 

از آغاز جنگ داخلی در سوریه تاکنون روژآوا به تنهایی بار مبارزه با انواع فاشیسم، چه از نوع دینی و یا نژادی آنرا به دوش کشید و اکنون نیز در عفرین در حال همان انجام مسئولیت میباشد. اما در این مبارزه بیامان جز خلقهای محروم و مظلوم، سایر نیروها و سازمانهای جهانی و منطقهای یا به بازی سه میمون پرداخته و یا آشکارا از جانیان و تبهکاران پشتیبانی کردهاند. نقش روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و نیروهای منطقهای در این میان بسیار مزورانه و شرورانه است. 

اما آنچه که بیش از هر چیز سزاوار سرزنش و انتقاد است، موضع بسیار انفعالی و شرمگینانه از سوی سازمانها و افکار عمومی خلقهای تحت ستم و به ویژه خلق کورد در شرق کوردستان نسبت به سرنوشت این جنگ است. گویی اینکه بار دیگر سرنوشت خود را به انصاف دولتهای سودپرست و نیروهای سرکوبگر واگذاشتهاند. امری که تاریخ به روشنی خط بطلان بر آن کشیده و به ما فهمانده که تنها راه رستگاری در تلاش و خودآگاهی است. 

 

عفرین، امروز نماد مبارزه برای دموکراسی و انسانیت بوده و آینده بشریت با این مبارزه عجین گشته است. بدون تردید هر نتیجهای که این جنگ به همراه داشته باشد، به شیوهای مستقیم بر روند تحولات آتی تمامی منطقه و حتی جهان تأثیر غیر قابل اغماضی خواهد گذاشت. وحال زمان حقیقت آزمایی است که مشخص کنیم که در کدامین طرف قرار گرفتهایم؛ جانب آزادی، دموکراسی و حیات آزاد را برگزینیم و یا طرف شر، فاشیسم، انکار، کشتار و ترور و وحشت. در این میان گزینهی دیگری پیشرویمان وجود ندارد. سکوت در مقابل این تجاوز و کشتار، چنانکه تاکنون شاهدش بودهایم ، تنها معنایی را که به ذهن متبادر میکند تایید و تشویق داعش و تاریک پرستی و خرافاتپرستی فاشیسم و عثمانیگری است، و از سوی دیگر اعتراض و قیام در حمایت از عفرین، مترادف حمایت از صلح و آشتی و آزادی است.

 

لذا بر همهی آحاد جامعه و آزاد اندیشان و آزادیخواهان واجب است که نسبت به قتلعام مردم عفرین مسئولانه رفتار کرده و با تبدیل خیابانها و میدانها به مکان اعتراض و محکوم کردن جنایات حکومت کودککش سلطان اردوغان، نسبت به مقاومت عفرین که امروزه بار مصائب بشریت را بر دوش میکشد ادای دین نمایند. احساس این مسئولیت تاریخی بر وجدانمان سنگینی میکند. چرا که هر صدای اعتراضی در هر گوشهای از جهان میتواند ضربهای مهلک باشد بر پیکر توهمپرستان نوستالژیک خلافتگرا و هر سکوتی خیانتی است به آزادی و آینده.

 

شورای مدیریت جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستانکودار

 

۲۱/ اسفند/ ۱۳۹۶

 

 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید