جنگ نرم‌تر از سخت

مقالات1395/5/16

در جنگ نرم‌افزاری یا همان جنگ ویژه، دیگر بحثی از توپ و تانک نیست؛ بلکه رسانه‌های صوتی،‌ تصویری، ماهواره‌‌ها و اینترنت هستند که در حال جنگ‌اند و سربازان هم دیگر ژنرال‌ها و افسران نیستند؛ بلکه روزنامه‌نگاران، بازیگران، کارگردان‌ها، هنرمندان و فعالان امور رسانه‌ای هستند که ایفای نقش می‌کنند.

عگید بانه

در فرهنگ و زبان هند و آریایی، جنگ به معنی جلو رفتن یا پیش رفتن است. در زبان سیاسی و اجتماعی، جنگ عملی مبتنی بر زور است که دشمنان را مجبور به انجام درخواست‌های خویش می‌کند.

جنگ بر دو اساس است:

1-جنگ سخت‌افزاری

2-جنگ نرم‌افزاری

در جنگ سخت افزاری، ابزارهای جنگ توپ، تانک، موشک، اسلحه و ... است و سربازان این جنگ معمولا ژنرال‌ها، فرمانده‌ها و ... هستند. معمولا خسارت‌های مالی و جانی دارد.

در جنگ نرم‌افزاری یا همان جنگ ویژه، دیگر بحثی از توپ و تانک نیست؛ بلکه رسانه‌های صوتی،‌ تصویری، ماهواره‌‌ها و اینترنت هستند که در حال جنگ‌اند و سربازان هم دیگر ژنرال‌ها و افسران نیستند؛ بلکه روزنامه‌نگاران، بازیگران، کارگردان‌ها، هنرمندان و فعالان امور رسانه‌ای هستند که ایفای نقش می‌کنند. مفهوم جنگ نرم یا قدرت نرم این است: "تحولاتی که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوی رفتاری مورد قبول یک نظام اجتماعی – سیاسی می‌شود." جنگ ویژه نظامی متشکل از راهکارهای متعدد جنگ بر علیه جنبه‌های مختلف مقاومت اجتماعی است. پلیدترین و کریه‌ترین جنگ علیه جامعه‌ی بشری است که از هیچ قاعده‌ی اخلاقی و ارزشی پیروی نمی‌کند.  

جنگ ویژه متشکل از عرصه‌های متفاوتی همچون عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی می‌باشد. در این مقاله می‌خواهیم هدف جنگ ویژه‌ای که جمهوری اسلامی ایران بر خلق‌های ایران و به‌خصوص خلق کورد اعمال می­کند را مورد ارزیابی قرار دهیم.

می‌توان گفت فرهنگ مقاومت در طول تاریخ و در میان جامعه‌ی‌ کورد نقش اساسی داشته ‌است. همین فرهنگ موجب به ­روز شدن مقاومت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گشته ‌است. آنچه نظام در جنگ ویژه مورد هدف قرار می‌دهد، خشکاندن فرهنگ مقاومت و به وجود آوردن خیانت و تسلیم شدن در میان جامعه می‌باشد. اعمال کنندگان این جنگ، دولت‌های استعمارگر هستند که برای به دست گرفتن جامعه و انحراف آن به سوی تسلیمیت و کج‌روی ‌فرهنگی در تمام حوزه‌ها از آن بهره می‌برند. با اعمال شدن جنگ ویژه بر خلق‌های ایران و به خصوص خلق کورد پدیده‌های مخربی هم‌چون خیانت، آسیب‌های اجتماعی، فحشا و اعتیاد در جامعه رشد چشمگیری داشته ‌‌است. تمامی این پدیده‌ها در ارتباط مستقیم با مراکز جنگ ویژه و گردانندگان آن است و از این مراکز به شیوه‌ای هماهنگ و سیستماتیک در جامعه‌ی کوردستان اشاعه می‌گردد. عناصر جنگ ویژه و مزدوران بومی، توجیه‌کنندگان اصلی تجاوزات نظام و مبلغان شکست، انفعال و تسلیم شدن در جامعه هستند. کسانی که بی‌شرمانه، دفاع مشروع مردم کوردستان در برابر اعدام، شکنجه، تحقیر و سرکوب را ترور قلمداد کرده و در تلاش هستند که نظام را عاری از گناه و بسیار مشروع وانمایی کنند. عملکرد جنگ ویژه، جامعه‌ی ما را در میان برزخ‌ جنگ و صلح قرار می‌دهد که در انتخاب میان ماندن و از میان رفتن ، دفاع و تسلیمیت منجمد گشته است.

در این راستا سیاست‌های جمهوری اسلامی که جهت بی‌هویت نمودن جامعه و از میان بردن ارزش‌های اخلاقی آن مورد استفاده قرار می‌دهد را ارزیابی می‌نماییم. اگر کمی فکر کنیم و به جامعه‌ی امروز ایران بنگریم، بسیاری از مقوله­ها برایمان تضاد به وجود می‌آورند. برای مثال از خودمان بپرسیم دولتی که این همه از مبانی اسلامی خویش، خدمت کردن به جامعه، دفاع از جامعه و ارزش‌های آن بحث می‌نماید، چرا بدین شکل گسترده انحرافات اخلاقی در جامعه‌ به‌ صورت هنجار در‌آمده است و هر روز نیز این پدیده بیشتر و بیشتر می‌شود؟ چرا هر روز به میزان فقر و بیکاری مردم افزوده می‌شود؟ چرا خودکشی در میان جوانان و زنان به امر عادی و طبیعی تبدیل شده‌است؟ و هزاران چرای دیگر... . اگر در جامعه‌ی امروز ما خانواده‌ای را مورد ارزیابی قرار دهیم، دیده می­شود که سرپرست خانواده برای امرار معاش باید کار پیدا کند و خانواده‌ای چند کسی را مدیریت کند . برای کسب درآمد باید مطیع سیستم و نظامی باشد که جمهوری اسلامی برای جامعه تعریف کرده و می‌خواهد برای او کار کند و تسلیم او شود. چرا که در حال حاظر بیشتر کارخانه و مکان‌های که مردم برای معیشت خود و خانواده‌ی خود به آن مراجعه می‌کنند در زیر سلطه‌ی سرمایه‌داران و کارگردانندگان نظام جمهوری اسلامی هستند. سرپرست خانواده مجبور است که هر گونه هتک حرمت و دستور و اوامر کسانی که بر این مکان‌ها مدیریت می‌کنند را تحمل کند. چنانچه فرد مزبور حقارت‌های اعمال‌شده توسط سیستم دولتی را نپذیرد باید به دنبال کارهای کاذبی همچون دست‌فروشی، باربری و ... برود که نیازهای زندگی او را تامین نمی‌کند. خانواده‌ی فرد مزبور بی‌پولی و بیکاری را نمی‌پذیرد؛ چون در جامعه سرپرست خانواده مسئولیت اول را نسبت به خانواده دارد و سرانجام مرد خانواده نمی‌تواند این وضعیت را قبول کند یا خودکشی می‌کند یا به مواد مخدر روی می‌آورد یا تسلیم می­شود‌.

مادر نقش اساسی­ در آموزش فرزندان و کارهای درون خانه دارد. مادر هم برای مدیریت خانواده و معیشت زندگی در جنب‌‌وجوش است. در جامعه‌ی سنتی ایران زنان مثل مردان نمی‌توانند به کار‌های بیرون از خانه بپردازند و دولت نیز به این ذهنیت با توسل به قانون اساسی پر و بال می‌دهد. این نیز یکی از سیاست­های جنسیت‌گرایانه‌ی نظام می‌باشد. نظام جمهوری اسلامی با ذهنیت جنسیت‌گرای خود که مرد را بالاتر و والاتر از زن می‌داند در میان جامعه وضعیت وخیمی را برای زنان به‌وجود آورده است و دیدگاهی که زن نباید از خانه بیرون برود و در عرصه‌های کاری بیرون از خانه مشغول تامین احتیاجات خانواده باشد را به‌وجود آورده است. از این منظر نگریسته می­شود که اگر زن از خانه بیرون برود دچار آسیب‌های اجتماعی و مشکلات عدید اخلاقی می‌شود. حال آنکه مثال­های نقض کثیری وجود دارد که زنان در جامعه‌ی ایران می‌توانند تا حدی پیش بروند. اما در چارچوب محدوده‌هایی که دولت از پیش تعین کرده است و در بیشتر موارد از آن فراتر نمی­روند. به عنوان مثال زنان می‌توانند در مشاغلی همچون معلمی، پرستاری و مواردی از این دست فعالیت کنند.

حال این پرسش جاریست که چرا درصد بزرگی از مردان جامعه به دنبال مسائل جنسی می‌روند و به کسانی که برای به‌دست آوردن پول، تن‌فروشی می‌کنند، تجاوز می‌کنند؟ باید این مسئله را آسیب شناسی کرد و سرچشمه‌ی آن را پیدا کرد. اگر به مدرسه‌ها، به دانشگاه‌ها، به کارگاه‌ها، به مساجد و به مجالس خانوادگی و میهمانی‌ها و تالارها و استادیوم ورزشگاه‌ها و ... بنگریم، با پدیده­ی تفکیک جنسیتی روبرو می­شویم که در مکان های نامبرده و جامعه دیده می‌شود. یکی از دلایل اساسی به‌وجود آمدن مشکلات و عقده­های جنسی در ایران، تفکیک جنسیتی است . چگونه این امر موجب چنین مشکلاتی می‌شود؟ مردان یا جوانان از دوران مدرسه دچار جدایی جنسیتی می‌شوند و از جنس مخالف خود شناختی به دست نمی‌آورند. این مسئله در طرف مقابل(زنان) هم همینطور می‌باشد. این سیاست تبعات منفی به همراه خواهد داشت. باعث کشش بیشتر جنسیتی، کشف کردن جنسیت مخالف و تحریک حس کنجکاوی، روابط پنهان و پر خطر میان دختران و پسران، رفتارهای پرخطر جنسی و آسیب‌های عمیق اجتماعی می‌گردد.

اگر در خانواده‌ وضعیت جوانان را ارزیابی کنیم بدین شیوه است: در هر جامعه‌ای جوانان انرژی و پتانسیل آن جامعه هستند. یکی از مشکلاتی که جوانان روبه‌رویش شده‌اند، طرز نگرش آن‌ها به زندگی است. تعریف جوانان از زندگی این است که الگوهای مادیِ تعریف شده از سوی سیستم­های سرمایه جهانی را به هر قیمت و در هر سطحی که بوده، فراهم سازند. سیاست‌هایی که دولت بر روی جوانان اعمال می‌کند عموما پدیده‌هایی مانند بیکاری، اعتیاد، بی‌خلاقیت کردن، عدم تامل صحیح در خصوص زندگی و... می‌باشد. بسیج کردن جوانان یکی از سیاست‌های جمهوری اسلامی است که بر روی جامعه و به خصوص جوانان اعمال می‌شود. مرحله‌ی اول بسیج کردن از دوران مدرسه و بسیج دانش‌‌آموزی شروع می‌شود. دولت سعی دارد جوانان را زیر اسم دفاع از کشور و ملت ایران به درون بسیج بکشاند. دانش‌آموز بسیجی از همان دوران کودکی باید برای حاکمیت ایران نقش ستون پنجم را ایفا نماید. در واقع حاکمیت ایران با ترویج و تشویق فرهنگ جاسوسی در میان فرد فرد اعضای جامعه باعث از میان رفتن بنیادهای اخلاقی جامعه که بر مدار اعتماد متقابل بنا شده ‌است، می‌گردد. این رویکرد باعث استفاده از نیرو و توانمندی جوانان به صورت ابزاری و سودجویانه می‌گردد.

در این مقاله سعی کردیم که مشکلاتی که جوامع ایران و به خصوص جامعه‌ی کورد، بر اثر اجرای سیاست‌های نسل‌کشی فرهنگی و عارضه‌هایی چون بسیج و بی‌کاری و اعتیادی که نظام جمهوری اسلامی برای خلق‌های ایران به ارمغان آورده است را مورد ارزیابی قرار بدهیم. بازه­ی تاثیرگذاری این سیاست­ها به گستره‌ی تمام اقشار و لایه‌های اجتماعی بوده و بی‌وقفه در حال اجراست. اما باید پرسید که چگونه می‌توان در برابر این سیاست‌ها مقاومت کرد؟ در نتیجه‌ی باید ابزارهای محاربه­ی نظام با خلق‌ها را شناخت و نیز دانست که هر شخص قسمتی است از بستر حملات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ساختار دولت است. بدین شکل در وهله یکم توان تشخیص و بعد انگیزه ایستادگی در برابر هجوم بی‌رحمانه‌ی نظام دولتی در جامعه شکوفا می‌گردد.

 منتشر شده در نشریه‌ی آلترناتیو شماره‌ی ۵۸

http://pjak.eu/govar/alternativ/Alternativ-58.pdf
 

عضویت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید